تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 2

مساهمون:

ص٢
درام‌نويسان و نويسندگان بزرگى از نوع اشيل
( Eschyle )
سوفوكل
( Sophocle )
و اريپيد
( Eurypide )
و شعرائى نظير آريستوفان
( Aristophane )
عالم علم و ادب يونان باستان را مزين كردند . و در همان زمان حقوقدانان بزرگى نظير سولون
( Solon )
و ليكورگ
( Licurgue )
نخستين قوانين بزرگ را تدوين كردند و دانشمندان و فلاسفه‌اى نظير تالس ملطى و فيثاغورث حكيم و سقراط و افلاطون و ارسطو نخستين اصول علم امروز بشر را پايه‌گذارى نمودند و فلسفه و حكمت را باوج تكامل رساندند و درين راه بقدرى سريع گام برداشتند كه در اندك زمان اعتلاى روح انسانى بسرحد كمال رسيد و گوئى كاروان تمدن معنوى در مدتى كوتاه بسرمنزل مقصود نائل گرديد . كليه مشكلات و مجهولات جهان به نحوى رضايت‌بخش حل شد و يا بطريقى علمى به صورت سوألى ساده مطرح و براى نسل‌هاى آينده بيادگار گذارده شد . در زمينهء تاريخ‌نويسى نيز قرن پنجم قبل از ميلاد يكى از قرنهاى پرثمر تاريخ جهان محسوب مىشود ، چه در همين قرن و در يكى دو قرن بعد است كه سلسله زنجير مورخان بزرگى نظير هردوت و توسيديد و كتزياس و گزنفون و پلوتارك و جمعى ديگر از مورخان باستان هويدا مىشود و تاريخ‌نويسى دوش‌بدوش ديگر علوم وارد مرحله جديدى از سير تكامل خود ميگردد . هردوت كه خود نخستين پيش قدم اين دسته از تاريخ‌نويسان عهد كهن محسوب مىشود بدون ترديد قديم‌ترين مورخ جهانست . بىجهت نيست كه قرنها نام او با تاريخ باستان توأم شده است و همه جا او را « پدر تاريخ » نام نهاده‌اند . در حقيقت اوست كه تاريخ‌نويسى را به بشر آموخت و هم او است كه بتحرير نخستين تاريخ جامع جهان دست زد . قبل از او هكاتهء معروف نيز به تحرير تاريخ دست زده بود و معروف است كه هردوت آثار خود را از او اقتباس كرده و سپس اصل را از بين برده و كتاب مؤلف قديم را بنام خود بجهانيان عرضه كرده است . دليلى كه طرفداران اين عقيده براى اثبات مدعاى خود اقامه ميكنند اينست كه اولا هردوت شخصا در چند جاى كتاب خود به نويسندگان قديم‌تر از خود اشاره مىكند و ثانيا بعضى مطالبى را كه او