آيين دربارى ديگر اين بود كه در مدت شكار ( جرگه ) ، موسيقى يكسره مىنواخت . تا همين سالهاى نزديك به ما اين رسم در پايتخت ايران بازمانده بود كه برآمدن و فروشدن آفتاب با نواختن موسيقى نموده مىشد . « 1 »
يادگار شاه خسرو
سنگنقش طاق بستان
از شاه خسرو [ پرويز ] ويرانهاى كه مشهورترين يادگار سلسلهء ساسانى است بازمانده است . هنوز هم در قصر شيرين ، نزديك مرز عراق ، ويرانهء كاخ تابستانى آن روزگار و ديوار قلعهء آن كه بلنديش تقريبا شش و نيم متر است ، برجاى است . در تاريخ آمده كه اينجا بوستان و بيشهاى بسيار دلكش است ، و حيوانها و پرندههاى كمياب فراوان دارد .
نزديك كرمانشاه ، يادگار تاريخى طاق بستان است و من هم دوبار در راه بازگشتن از بغداد به ديدن آن رفتم . اين اثر تاريخى چنين پديد آمده است : آب چشمهاى كه از زير كوه خاره برمىجوشد به سنگ و صخره خورده و آبگيرى پديد آمده است ، و بر پرتگاه بالاى آن ، بر خارهسنگى به بلندى نه متر و پهناى حدود شش متر ، نقشى كنده شده كه يادگار شاه خسرو است . اين سنگنماى قوسى دارد و بر ديوارهء طاق
هامش
خدنگ تركش اندر سرو بستند * چو سروى بر خدنگ زين نشستند
همه برقع فرو هشتند بر ماه * روان گشتند سوى خدمت شاه
روان شد هر مهى چون آفتابى * پديد آمد ز هر كبكى عقابى
ز يك سو ، ماه بود و اخترانش * ز ديگر سو ، شه و فرمانبرانش
گهى خورشيد بردى گوى و گه ماه * گهى شيرين گرو دادى و گه شاه( خسرو و شيرين ، ميان بيتهاى 887 و 901 ) .
( 1 ) . بايد اشاره به رسم « نوبت زدن بر در سراى پادشاه » باشد ، كه در روزگار قاجاريان به نقاره زدن بر سر در ارك خلاصه شده بود .