گردآورى حديث راهى را در پيش گرفتند كه اختلاف زيادى با روش آنها در جمع قرآن داشت « 1 » .
سيّد محمّد رضا جلالى بر نظر ابن حجر اين گونه حاشيه زده است :
از مُحدِّث ، رجالى و مورّخى چون حافظ ابن حجر عسقلانى ، جاى بسى شگفتى است كه چگونه اين حقيقت روشن بر او پوشيده مىماند ومىگويد :
« لأنّهم كانوا لا يعرفون الكتابة »
( زيرا آنان كتابت نمىدانستند ) وچنان كه از سخن او برداشت مىشود ، يعنى همه صحابه چنين بودند .
شايد حافظ سيوطى اين لغزش ابن حجر را دريافته كه عبارتش را تعديل مىكند و مىگويد :
« إنّ أكثرهم كانوا لا يُحسنون الكتابة »
؛ بيشتر آنان نمىتوانستند خوب بنويسند « 2 » .
به اين ترتيب ، روشن شد كه تعميم عدم آشنايى صحابه نسبت به كتابت ، نادرست است ؛ زيرا كسى كه نوشتن را خوب نداند ، به او نمىتوان گفت : « ننويس ! » . نهى بى پايه از تدوين حديث ، خود به خود ، گوياى وجود افرادى صلاحيت دار از ميان آنان براى نگارش است يا بيانگر تحقق رخداد كتابت است . و گرنه ، نهى بيهوده مىگردد ( به ويژه وقتى كه نهى شديد باشد ) .
محقق كتاب ثبت البلدى هنگام شرح حديث
« لا تكتبوا عنّي شيئاً سوي القرآن و من كتب فليمحه »
( از من جز قرآن ، چيزى را ننويسيد و هركه نوشته ، آن را محو كند ) مىگويد :
عبارت حديث ، بيانگر وجود كسانى است كه در دوران نخستين حيات پيامبر صلى الله عليه و آله حديث را تدوين مىكردند « 3 » .
هامش
( 1 ) . علوم الحديث ومصطلحه : 6 .
( 2 ) . تدوين السنّة الشريفة : 392 - 393 ؛ قول سيوطى در « تدريب الراوى 1 : 88 » آمده است .
( 3 ) . ثبت البلدى : 77 ( مقدّمه محقّق ) .