به اين سخن ، مى توان دريافت كه كتابت و تدوين حديث ، در عهد رسول خدا صلى الله عليه و آله ممنوع نبود و شيخين حديث آن حضرت را در ايام حياتش ننوشتند ، بلكه خليفه اول پس از وفات پيامبر صلى الله عليه و آله احاديث را نوشت و مُدَوَّن ساخت .
كتابت و تدوين علم از چيزهايى است كه قرآن حكيم بر آن تأكيد مى ورزد :
ن وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ
« 1 »
؛
ن ( نون ) سوگند به قلم و آنچه مىنويسند .
الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ
« 2 »
؛
سوگند به كسى كه به قلم آموخت .
وَ لا تَسْئَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغِيراً أَوْ كَبِيراً . . .
« 3 »
؛
و از نوشتن ريز و درشت آن ، ملول نشويد .
فَاكْتُبُوهُ
« 4 »
؛
آن را بنويسيد .
. . . عِلْمُها عِنْدَ رَبِّي فِي كِتابٍ . . .
« 5 »
؛
علم آن در كتابى نزد پروردگارم هست .
و به راستى ، عرب نويسندگان را بزرگ مىداشتند و به نوشتن مىگرويدند . ابن حبيب بغدادى فهرستى را از نامهاى اشرافِ دانش آموختگان و فقهاى آنان را در عصر جاهلى و صدر اسلام مىآورد « 6 » .
هامش
( 1 ) . قلم / 1 .
( 2 ) . علق / 4 .
( 3 ) . بقره / 282 .
( 4 ) . بقره / 282 .
( 5 ) . طه / 52 .
( 6 ) . نگاه كنيد به : المحبر : 475 - 477 .