درگوشى گفتم . بر آن حضرت سخت گران آمد و چهرهاش دگرگون شد و به حدّى خشمناك شد كه آرزو كردم كاش آن خبر را نرسانده بودم .
سپس آن حضرت فرمود : موسى بيشتر از اين اذيت شد ، و بُردبار ماند « 1 » .
از طلحه و يك صحابى ديگر ( بنا بر تحقيق ، و روايت سُدِّى وى عثمان است ) رسيده است كه گفتند : آيا وقتى ما بميريم محمّد زنان ما را نكاح مىكند و ما نبايد پس از مرگ او زنانش را بگيريم ؟ ! اگر مُرد زنانش را به قرعه مىستانيم « 2 » ! ( در نصّ ديگرى سخن طلحه آمده است كه گفت : اگر بعد از محمّد زنده ماندم ، عايشه را مىگيرم ! ) « 3 » طلحه عايشه را مىخواست و عثمان امّ سلمه را . و با اين كار ، مىخواستند پيامبر صلى الله عليه و آله را بيازارند كه آيات زير نازل شد :
. . . وَ ما كانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَ لا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْواجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً إِنَّ ذلِكُمْ كانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيماً
« 4 »
؛
شما را نسزد كه رسول خدا را بيازاريد ، و پس از او زنانش را بگيريد ! [ زنان پيامبر پس از آن حضرت - براى هميشه - حقّ ازدواج ندارند ] اين كار نزد خدا ، بس بزرگ است .
إِنْ تُبْدُوا شَيْئاً أَوْ تُخْفُوهُ فَإِنَّ اللَّهَ كانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً
« 5 »
؛
چه آشكارا چيزى را بيان داريد و چه مخفى سازيدش ، خدا به هر چيزى داناست .
إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهِيناً
« 6 »
؛
هامش
( 1 ) . صحيح بخارى 5 : 2263 ، حديث 5749 ؛ مسند احمد 1 : 411 ، حديث 3902 .
( 2 ) . تفسير قرطبى 14 : 229 ؛ روح المعانى 22 : 74 .
( 3 ) . تفسير فخر رازى 25 : 225 ؛ تفسير ابن كثير 3 : 506 ؛ الدر المنثور 6 : 639 ( ومنابع ديگر ) سُدِّى روايت كرده است كه عثمان اين سخن را گفت ( نگاه كنيد به : دلائل الصدق 3 : 337 - 339 ، چاپ قديم ) .
( 4 ) . احزاب / 53 .
( 5 ) . احزاب / 54 .
( 6 ) . احزاب / 57 .