چنان كه پروردگارت - به حق - از خانهات بيرون آورد ، در حالى كه ناخوشايندِ دستهاى از مؤمنان بود . پس از روشن شدن حق ، با تو درباره آن مجادله مىكنند ، گويا مىنگرند كه سوى مرگ رانده مىشوند !
و آن گاه كه خداى بزرگ خواست با ذكر عذر پيامبر - در اصرارش بر قتال و بىتوجهىاش به قافله و اصحاب آن - قانعشان سازد ، فرمود :
ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ . . .
« 1 »
؛
سزامند هيچ يك از انبياى الهى نيست كه [ براى فديه ستانى از دشمن ] اسير بگيرد مگر اينكه شمار زيادى از آنان را بكشد .
پيامبر شما - مانند ديگر انبياى الهى - اسير نگرفت مگر پس از كشتارِ شمارى از دشمنان ! و به همين جهت وقتى اسارت ابو سفيان و يارانش را از دست داد
. . . تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيا وَ اللَّهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ . . .
« 2 »
)
( شما متاع دنيا را مىخواستيد و خدا آخرت را مىخواست ) باكى نداشت ؛ زيرا شوكت دشمنانش را از بين برد ( و جنگاوران آنها را از پا درآورد )
. . . وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ
« 3 »
)
( و خدا عزيز و حكيم است ) و عزّت و حكمت در آن روز اقتضا مىكرد كه شكوهِ دشمن فرو ريزد و آتشافروزىاش خاموش گردد .
آن گاه خدا تهديد مىكند كه :
لَوْ لا كِتابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ . . .
« 4 »
)
اگر در علم ازَلى خدا نگذشته بود كه از قافلهگيرى و اسارتِ يارانِ آن بازتان دارد ، شما آن قوم را به اسارت درمىآورديد و قافلهشان را مىگرفتيد ، و اگر پيش از آنكه شمار زيادى از آنها را بكشيد به اين كار دست مىيازيديد
. . . لَمَسَّكُمْ فِيما أَخَذْتُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ
« 5 »
)
عذاب بزرگى شما را دربر مىگرفت .
هامش
( 1 ) . انفال / 67 .
( 2 ) . انفال / 67 .
( 3 ) . ادامه آيه 67 سوره انفال .
( 4 ) . انفال / 68 . لَوْ لا كِتابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فِيما أَخَذْتُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ
( 5 ) . ادامه آيه 68 سوره انفال .