« امارت را دوست نمىداشتم مگر امروز » آن گاه كه پيامبر صلى الله عليه و آله به على عليه السلام فرمود : تو را برانگيزم سوى . . . ، وگفتار وى ( در تبريك به حضرت على عليه السلام ) : تو سرور همه زنان و مردان با ايمان گشتى . و كلام او كه درباره على گفت : او سرور من است ، حواله مسائل قضايى بارها به آن حضرت و اين سخن وى كه گفت : « آشناترين ما به امر قضاوت على است » و رجوع عمر به نظر آن حضرت دربسيارى از مسائل « 1 » .
آنچه بيان شد اندكى است از بسيار ، كه ابوبكر و عمر در فضائل على عليه السلام روايت كردهاند .
بىگمان صحابه فضائل على عليه السلام را در عهد شيخين باز مىگفتند و نقلشان به زمانِ پيامبر صلى الله عليه و آله اختصاص نداشت .
حاكم به سند خود از عقاب بن ثعلبه روايت مىكند كه گفت : در دوران خلافتِ عُمَر ، ابو ايّوب انصارى برايم حديث كرد كه : رسول خدا صلى الله عليه و آله به على بن ابى طالب دستور داد با ناكثين و قاسطين و مارقين « 2 » پيكار كند « 3 » .
اگر اين توجيه درست باشد كه شيخين تنها براى محو فضائل اهل بيت ( يا دلايلِ امامت ) از تدوين حديث بازداشتند ، و اين سخن صحيح باشد كه نقل فضائل خاندانِ پيامبر صلى الله عليه و آله به نظامِ حاكم آسيب مىرساند و با سياستِ جارى حكومت سازگارى نداشت ، قول ابو ايّوب درست نبود و احاديثِ فراوانى كه در كتابهاى صحاح و سنن پراكندهاند ( و بر امامت اهلبيت دلالت دارند ) به ما نمىرسيد ، مانند اين سخنان پيامبر صلى الله عليه و آله كه فرمود :
* عليٌّ مع القرآن والقرآنُ مع عليّ « 4 » ؛ على با قرآن است و قرآن با على .
هامش
( 1 ) . الرياض النضرة 3 : 295 .
( 2 ) . مقصود از « ناكثان » طلحه و زبيرند كه پيمان شكستند ، و مراد از « قاسطان » معاويه و پيروانش مىباشند ، و منظور از « مارقان » خوارج نهرواناند ( م ) .
( 3 ) . المستدرك على الصحيحين 3 : 150 .
( 4 ) . المستدرك على الصحيحين 3 : 134 ، حديث 4628 ؛ المعجم الصغير 2 : 28 ، حديث 720 ؛ فيض القدير 4 : 356 .