اگر عُمَر در پى اين هدف مىبود ، از احَدى باك نداشت و از ترديد صحابه نمىهراسيد و در آنچه مىخواست درنگ نمى ورزيد و براى تدوين ، خطوط قرمز تعيين مىكرد ؛ چنان كه درباره « مُتْعَه » با جرأت و قدرت گفت : « دو متعه در عهد رسول خدا بود ، من آن دو را حرام مىسازم و هركه را مرتكب آن دو شود مجازات مىكنم » .
بنابراين ، مسئله خلافت و گستاخى بر زهرا عليها السلام و گرفتن فدك از آن حضرت و دستگيرى على عليه السلام براى بيعتِ اجبارى با ابوبكر و . . . يك چيز است ، و منع از تدوين براى غرضى ، چيز ديگر مىباشد .
ثالثاً : در تاريخ ثبت است كه شيخين درباره فضائل على عليه السلام و اهل بيت پيامبر صلى الله عليه و آله رواياتِ زيادى را نقل كردهاند . محب الدين طبرى بابى را با اين عنوان منعقد ساخته است :
« ذكر ما رواه أبوبكر في فضائل عليّ »
( نقلِ آنچه ابوبكر در فضائل على روايت كرده است ) . . . از جمله احاديث اين باب ، روايات زير است :
* عبادت بودن نگاه به على .
* برابرى كفِ دستِ على با دستِ پيامبر .
* اينكه پيامبر براى على خيمهاى زد و براى فرزندانش خيمهاى ديگر .
* اين حديث كه : على نسبت به پيامبر ، به منزله پيامبر است نسبت به پروردگار .
* اينكه احدى بر صراط نمىگذرد مگر با جوازى كه على آن را مىنويسد .
* اين سخن پيامبر كه فرمود : هركه مسرور مىشود از اينكه نزديكترين خويشاوند به من را بنگرد ، به على نگاه كند .
* اينكه ابوبكر كسى را كه توصيف پيامبر صلى الله عليه و آله را از او خواست ، به على حواله داد « 1 » .
در المستدرك علي الصحيحين از عمر نقل شده كه گفت :
على بن ابى طالب سه خصلت را داراست كه اگر يكى از آنها را داشتم برايم از شتران سرخموى محبوبتر بود !
هامش
( 1 ) . الرياض النضره 3 : 232 .