ما نيكوترين داستانها را حكايت مىكنيم ) آيا قصههايى بهتر از داستانهاى خدا مىخواهيد ؟ يا حديثى نيكوتر از سخن خدا را خواستاريد « 1 » ؟ !
در خبر ابن مسعود سه احتمال هست :
الف ) محو روايات به جهت وجودِ فضائل خاندانِ پيامبر صلى الله عليه و آله باشد ؛ چنان كه بعضى از بزرگان شيعه - در عامل هفتم - بر اين باورند .
ب ) نابود كردن آنها براى قصههايى باشد كه در ميانِ آنها بود ؛ زيرا ابو درداء و كعب احبار در نقل داستان هاى امّتهاى پيشين كه با عقايد اسلامى مرتبط بود ( و يا ديگر داستانها ) تسامح داشتند .
و نيز استشهاد ابن مسعود به اين آيه كه :
نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ . . .
« 2 »
)
چرا كه محققان ، داستانها و اندرزها را يكى از اسباب دوازدهگانه يا شانزدهگانهاى دانستهاند كه كسانى را به ساخت حديث واداشت « 3 » .
ج ) امور ديگرى در ميان بود [ كه ما از آن بىخبريم ] .
احتمال مىرود كه ابن مسعود به قصههايى مانند اين درباره اهل بيت آگاه شد كه مورد پسندش نبود ، از اين رو آنها را با آب پاك كرد . پس منحصر ساختن تعليل به احتمال اول و آن را علت اساسى شمردن ، مسامحهاى است كه نمىتوان از آن چشم پوشيد .
شايانتوجه است كه كسانى در استقلال رأى ابن مسعود - مانند بعضياز صحابه - خدشه كردهاند ، ليكن اين كار نبايد بعيد به نظر آيد زيرا وى مرجع مردمان بود و آنچه را فتوا مىداد امكان داشت مستند به خبر صحيحى باشد كه نزد او هست يا با اعمال نظر و استنباط فتوا دهد .
اين نگرش را نزد بعضى از تابعين يا پيروانِ تابعين نيز مىيابيم ؛ مانند فتواهاى ابو حنيفه ، سُفيان ثَورى ، حسن بَصرى و ديگران .
هامش
( 1 ) . تقييد العلم : 54 .
( 2 ) . يوسف / 3 .
( 3 ) . نگاه كنيد به : السنّة قبل التدوين : 210 ؛ الحديث والمحدّثون : 265 .