( گروهى از مؤمنان بر جنازه ابوذر حاضر مىشوند ) و در روايت كَشّى هست كه :
« رجالٌ مِن أُمّتي صالحون » « 1 »
( مردانى صالح از امتم ) .
اين جملهها آشكارا به ارجمندى ابن مسعود اشاره دارد . سيّد مرتضى در كتاب « الشافي » مىگويد :
ميانِ امت در پاكى ابن مسعود و فضل و ايمانِ او ، اختلافى نيست و اينكه رسول خدا صلى الله عليه و آله او را ستود و بر او درود فرستاد ، و او نيك فرجام از دنيا رفت « 2 » .
نهى ابن مسعود - بر فرض صحّت صدور آن - احتمال مىرود براى قصههايى باشد كه در آن احاديث بود ؛ زيرا راوى مىگويد : « فَجَعَل يَمْحوها بيده ويقول :
نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ . . .
« 3 »
)
؛ به دستش آنها را محو مىكرد و مىگفت : « ما نيكوترين سرگذشتها را برايت حكايت مىكنيم » « 4 » .
در خبر ديگر سخنى آمده است كه اين نظر را تأييد مىكند :
مردى شامى پيش عبدالله بن مسعود آمد ، صحيفهاى با خود داشت كه در آن بعضى از سخنان ابو درداء و قصههاى او بود ، گفت : اى عبدالرحمان ، آيا سخنانِ برادرت ابو درداء را در اين صحيفه نمىنگرى ؟
ابن مسعود آن را گرفت و شروع به خواندن و نظر در آن كرد تا اينكه به منزلش رسيد ، پس گفت : اى كنيز ، تشتى پر آب برايم بياور ! آنگاه احاديث را در آب مىمالاند و مىخواند :
الر تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ الْمُبِينِ * إِنَّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ * نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ . . .
« 5 »
)
( الر ، اين آياتِ كتاب مُبين است ، ما قرآن را به زبانِ عربى نازل كرديم تا شايد عقلتان را به كار بنديد ،
هامش
( 1 ) . اختيار معرفة الرجال 1 : 283 ، حديث 117 ؛ الدرجات الرفيعه : 252 ( باب عمّار بن ياسر وأخباره ) .
( 2 ) . نگاه كنيد به : تنقيح المقال 2 : 215 ؛ الكنى والألقاب 1 : 217 ( به نقل از كتاب الشافى ) .
( 3 ) . يوسف / 3 .
( 4 ) . تقييد العلم : 54 .
( 5 ) . يوسف / 1 - 3 .