تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
أعوان و أنصار مىيافت هرگز بسوى غار فرار نمينمود ، اگر مرا نيز أعوان و أنصار مىبود هرگز با تو بمصالحهء بيعت يار نميشدم . يا معاويه حضرت الله تعالى وقت را بر هرون به قدر موسّع گردانيد كه قوم بنى اسرائيل بنوعى او را ضعيف و خوار داشتند كه ارادهء قتل آن نبىّ عزّ و جلّ نمودند و نزديك بود كه او را بقتل آرند ، چنانچه وثيقهء كريمه : * ( إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَكادُوا يَقْتُلُونَنِي ) * نصّ است بر آن و أصلا هرون أعوان بر آن طاغيان نمىيافت و بر پيغمبر ما عليه السّلام نيز وقت را بنوع وسيع گردانيد كه آن حضرت گريخت ، زيرا چون در آن زمان أعوان بر آن أهل عدوان نيافت پس بر فرار از أهل نفاق و أشرار قرار يافت . چون امّت بيرويّت مرا و پدرم أمير المؤمنين على عليه السّلام و التّحيّة را گذاشتند ما نيز در سعت تنگى مانديم زيرا كه أعوان و أنصار بلكه هيچ كسى معين و مددكار ما نشد مع هذا بيعت بهر أحدى نموده در پى دفع و آزار ما شدند و الحال در ميان شما رجال اين سنّت مبتدعه أمر لازم الامتثال گرديد كه بعضى در آن خلاف و اضلال بتوسّط دواعى نفس و آمال تابع بعضى ديگر از جهّال ميگردند و أصلا از آن فساد و ضلال بر نميگردند . اى معشر مردمان اگر شما از مشرق تا مغرب جهان در ميان بنى نوع انسان تفحّص و تجسّس نمائيد كه فرزندى از فرزندان يكى از أنبياء و رسولان بدست آريد به غير من و برادرم نور ديده‌گان رسول آخر الزّمان نخواهيد يافت بيقين كه پاداشت عمل خود را از حضرت عزّ و جلّ خواهيد يافت . از حنان بن سدير از پدرش سدير بن حكيم از پدرش و او از أبى سعيد عقيصا منقول و مرويست كه چون مصالحه فيما بين حسن بن على عليه السّلام