ذكر بيان احتجاج أمير المؤمنين حسن عليه السّلام بر جميع أنام كه بعد از مصالحهء او با معاويه بموجب رأى أنام و نسبت تقصير به آن حضرت در باب طلب حقّ ولايت و امامت نمودند
از سليم بن قيس الهلالى منقول و مرويست كه بعد از مصالحه ميان حسن عليه السّلام و التّحيّه و معاويه روزى در محضر كه معاويه نيز در آنجا حاضر بود آن سرور برخاست و بمنبر رفت پس از حمد ايزد تعالى و ثناء برو گفت :
اى معشر مردمان معاويه را گمان چنانست كه من او را بخلافت أولى و سزاوار از نفس خود دانستم كه با او صلح كردم معاويه دروغ ميگويد ، من أولى مردمان بمردمانم در كتاب خدا و بر لسان رسول مجتبى و مرا قسم به ذات الله تعالى است كه اگر مردمان مبايعت و متابعت و نصرت و اعانت من مينمودند هر آينه آسمان قطرات خود را بر ايشان اعطا و احسان و زمين بركت