تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
اى معاويه تو از قلَّت حياء و بىشرمى و از جرأت از روى بىآزرمى تو بر خداى تعالى و رسول مجتبى بغايت الغايه عجب و جاى بسيار تحيّر و تعجّب است كه حال كسى كه دانى او پسنديدهء خداى عزّ و جلّ و وصىّ و ابن عمّ خاتم الرّسل و بعد از رسول از تمامى بشر أعلم و أفضل باشد تو گوئى كه خداى تعالى طاغى شما را مقتول و أمر را بمعدن خود ممكَّن و موصول كرد اى معاويه امّا تو معدن خلافت و رياستى و ما لايق امامت و ولايت نيستيم ؟ ويل لك و الثّلاثة الَّتى قبلك ، چاه ويل براى تو و براى آن سه كس است كه پيش از تو بودند و ترا به اين مجلس ساكن و متمكَّن نمودند و اين سنّت مبتدعه براى تو مخترع نموده مقرّر داشته‌اند . اى معاويه ، سخن مذكور ميگردانم اگر چه تو أهل آن نيستى لكن چون بنو أبو سفيان و جمعى ديگر از مردمان كه حاضرند بشنوند ميدانند كه در زمان سيّد عالم مردم اجتماع بر امور بسيار كه خير و رضاى حضرت ايزد جبّار در آن بود نمودند و در ميان مردمان أصلا اختلاف در آن امور و منازعه و فرقت و شور نبود و آن امور مشكور مرضىّ ربّ غفور . يكى شهادت كلمهء طيّبهء ان لا إله الَّا الله محمّد رسول الله نبى و بندهء او است . دوّم - نماز پنجگانه . سيّم - زكات مال . چهارم - صوم شهر رمضان . پنجم - حجّ بيت الله الحرام . ديگر چيز بسيار از طاعت خداى غفّار كه حصر و شمار آن بر غير قادر
الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 84 | أحمد بن علي الطبرسي / پاكتچي / نظام الدين احمد غفارى مازندرانى