تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١
عليه سلام الملك المنّان چه ميگويند ؟ عبد الله بن الوليد گويد كه : من گفتم يا حضرت معشر مردمان هيچ أحدى را بر اولى العزم از پيغمبران مقدّم نميدارند . چون آن امام الامّه از من اين استماع نمود فرمود كه : حضرت الله تبارك تعالى از براى موسى كليم عليه التّحيّة و التّسليم اين كلام منزل گردانيد كه : * ( وَكَتَبْنا لَه فِي الأَلْواحِ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ مَوْعِظَةً ) * . يعنى : در لوح موسى عليه السّلام از براى هر شىء از أشياء موعظه است و نگفت كه هر چيز موعظه است و از براى حضرت مسيح عليه السّلام گفت كه : * ( وَلأُبَيِّنَ لَكُمْ بَعْضَ الَّذِي تَخْتَلِفُونَ فِيه ) * و نگفت كه همه أشياى مختلف فيه مبيّن گردد و در باب صاحب شما أمير المؤمنين على عليه السّلام فرمود كه : * ( قُلْ كَفى بِالله شَهِيداً بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِنْدَه عِلْمُ الْكِتابِ ) * . و نيز حضرت عزّ و جلّ فرمايد كه : * ( وَلا رَطْبٍ وَلا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ ) * اى عبد الله علم اين كتاب بىشبهه و ارتياب در نزد آن ولىّ ملك الوهّابست . و از عبد الله بن فضل الهاشمى مروى و منقولست كه گفت : من از حضرت جعفر الصّادق عليه السّلام شنيدم كه فرمود : از براى صاحب اين أمر يعنى أمر ولايت و خلافت امّت غيبت كه لا بدّ است از آن كه شكّ در آن ندارد مگر مبطل نادان . من گفتم : فداى تو گردم براى چه آن غيبت لازم باشد ؟ آن حضرت باقبال و سعادت فرمود كه : براى أمر مكتوم مخزون كه كشف آن به حكم بيچون براى شما مأذون نيست . من گفتم : وجه حكمت در غيبت چيست ؟