تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦
كه حضرت واهب الامتنان يكى از آن طايفهء ايشان را از كاروانيان با اشتران با سرداران قريش و أعيان را در دست مسلمانان گرفتار خواهند گردانيد چنان كه كريمهء : * ( وَإِذْ يَعِدُكُمُ الله إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ أَنَّها لَكُمْ وَتَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذاتِ الشَّوْكَةِ ) * الآيه مشعر بلكه نصّ است بر آن . چون حضرت بيچون تبليغ خبر كاروان به مسلمانان رسانيد بعد از بيرون رفتن شما به حكم ايزد تبارك و تعالى به قصد غزا و جهاد با أعداء يكى از آن دو طايفه را واهب العطايا بشما احسان و اعطا خواهد نمود ايشان بعد از تجهيز آلات حرب بزود استعداد ضرب و طرز چون از مدينه طيّبه بيرون آمدند بعضى از كفره كه در مدينه بودند اين خبر بسمع آن أرباب شرك و كفر رسانيدند أبو سفيان در ساعت كتابات بأعيان قريش كه در مكَّه بودند قلمى نموده به مصحوب مسرعى ارسال داشت . مضمون آنكه محمّد با عسكر خويش به سر كاروان قريش شما مىآيد بايد كه بسرعت تمام سرانجام لشكر نموده روانهء اينجانب شويد . بعد از آن أبو سفيان كاروان را از راه بىراه از حضرت رسول الله گريزانيده بيرون برد در آن وقت نيز رسول مهيمن بر أبى سفيان لعن كرد . و سيّم روز جنگ احد حضرت نبىّ الأمجد محمّد ( ص ) روى بپدرت آورد و گفت : مولا و ناصر و معين و ياور ما خداى تبارك و تعالى است . پدرت گفت : ما را نيز لات و عزّى است كه شما را نيست . آنگاه رسول الله صلَّى الله عليه و آله و سلَّم فرمود كه : لعنت خدا و ملائكهء او و رسول او بر تو و جميع بتان و أصنام با تمام شما باد . و چهارم روز حنين در روزى كه أبو سفيان جميع قريش و هوازن كه قبيلهء
الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 36 | أحمد بن علي الطبرسي / پاكتچي / نظام الدين احمد غفارى مازندرانى