تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
آمد من با رفيق استقبال آن سرور نموديم و چون عرض فدوّيت و نيكو بندگى خود ظاهر نموديم از أحوال من و أهل و عيالم سؤال نمود و بنده‌نوازى به جاى آورد . بعد از آن گفت : اين كسى كه با تست كيست ؟ گفتم اين ابن أبى ليلى قاضى مسلمانان است . آن حضرت فرمود كه : نعم و بعد از لحظهء روى بسوى ابن أبى ليلى آورد و گفت : اى فلان مال اين را گرفته به آن ميدهى و ميان مرد و زن مفارقت ، و جدائى بهم ميرسانى و از ارتكاب اين أفعال از هيچ أحدى نميترسى ؟ گفت : بلى آن حضرت فرمود كه : تو بچه چيز حكم ميان مردم ميكنى ؟ ابن أبى ليلى گفت : آنچه از حضرت رسول آخر الزّمان و از أبى بكر و عمر به من رسيد من به همان حديث و خبر حكم و أمر در ميان مردمان مينمايم . حضرت أبى عبد الله جعفر عليه السّلام از ابن أبى ليلى پرسيد كه : حضرت سيّد البشر عليه صلوات الملك الاكبر در شأن حضرت أمير المؤمنين حيدر فرمود كه : أقضاكم علىّ عليه السّلام . قاضى گفت : نعم ، بلى اين حديث فيما بين النّاس مشتهر است . أبى عبد الله جعفر بن محمّد سلام الله تعالى فرمود كه : هر گاه تو راه به خدمت رسول ايزد داور بردى و اين چه صحيح به تو رسيده تو چون حكم و قضاء به غير قضاء على مرتضى ميكنى ؟ راوى گويد : كه رنگ ابن أبى ليلى بعد از استماع كلام حضرت امام الورى معصفر گرديد و گفت : يا أبا عبد الله التماس من از ذات ستوده صفات