تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
يعنى : هيچ طايفه از امّت به اين دار المحنهء دنيا نيامد الَّا آنكه نذير كه عبارت از نبىّ و رسول ايزد سميع بصير است بايشان آمد و خداى تعالى براى مجوس نيز كتاب و رسول مبعوث و مرسل گردانيد آن طايفه منكر پيغمبر ، و جاحد كتاب ايزد وهّاب گشتند . زنديق گفت : آن رسول كيست يا أبا عبد الله عليه السّلام وجه استعلام از اسم آن رسول قادر عالم آنست كه جمعى كثير از مردمان را زعم و گمان چنانست كه آن نبى خالد بن سنانست . آن حضرت فرمود كه : خالد مرد عربى بدوى بود و نبىّ نبود و اين حرفى است كه مردم ميگويند و هيچ أحدى از أنبياء به اين كلام متكلَّم نگرديد . زنديق گفت : آيا آن نبىّ زردشت بود ؟ امام الأنام ( ع ) فرمود كه : نعم زردشت با جمعى بنزد ايشان آمد و دعوى نبوّت نمود گروهى از آن قوم به آن نبىّ حىّ قيّوم ايمان آوردند ، و جمعى از آن قوم جحد و انكار آن پيغمبر ايزد أكبر نموده او را از شهر اخراج به بيابان كه در آن سرزمين درّندگان بسيار بود فرمودند آن نبىّ قادر سبحان در آن مكان طعمهء سباع و درّندگان گرديد . زنديق گفت : يا أبا عبد الله عليه السّلام مرا خبر ده از مجوس كه آيا اين طايفه أقرب بصوابند يا مشركين عرب ؟ حضرت امام الأنام ( ع ) فرمود كه : عرب در زمان جاهليّت بدين حنفى أقرب از مجوس بودند و بواسطهء آنكه مجوس كافر بجميع أنبياء و جاحد كتب ايشان و منكر براهين آن أعيان شدند و أصلا هيچ چيز از سنن و آثار انبيا بر نداشتند و كيخسرو ملك مجوس و پادشاه آن جمع بافسوس در أيّام حكومت