تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
أصحاب خود را ترسانيد و آن جماعت نيز عمر را بيدل ساخته باتّفاق يك ديگر به خدمت رسول ايزد أكبر مراجعت نمودند . حضرت رسول ايزد متعال گفت : اى مهاجر و أنصار شما را شغل و كار چنين است . سه بار حضرت نبىّ المختار تكرار اين گفتار با مهاجر و أنصار نمود و فرمود كه : مهاجر و أنصار چنين كار مىكند چون ايشان از كلام و سخنان رسول بيچون شرمسار گشتند . پس آنگاه حضرت حبيب الله فرمود كه : لأعطينّ الرّايه غدا رجلا ليس بفرّار يحبّه الله و رسوله و يحبّ الله و رسوله بعد از آن رسول ( ص ) فرمود كه نعم تمامى قوم و مردم نيز گفتند نعم . حضرت أبو جعفر ( ع ) گفت : اى سالم اگر گوئى كه خداى عالم آن امام أكرم را دوست داشت ليكن آن حضرت را اطَّلاع و علم أصلا بحقيقت ذات - صانع عالم نبود . پس تو بيقين از دين سيّد المرسلين برگشتى و مرتدّ كافر گشتى و اگر گوئى كه خداى عزّ و جلّ آن وصىّ خاتم الرّسل را دوست ميداشت ، و ميدانست كه او صانع و شافع العصات في العرصاتست پس تو كدام حكم و أمر و فكر در نظر دارى ؟ در آن دم سالم گفت : يا أبا جعفر ( ع ) اين كلام بر من مكرّر گردان تا در ضمير و خاطرم متمكَّن و مستقرّ گردد . چون أبو جعفر ( ع ) كلام براى سالم مكرّر گردانيد . سالم گفت : من عبادت خداى متعال در مدّت هفتاد سال بر صنعت