محمّد بن الحنفيّه گفت : يا بن أخ بايد كه الحال تو سؤال نمائى و حجر را در باب ولايت و امامت خود بخوانى .
حضرت علىّ بن الحسين ( ع ) آنچه مطلب و مراد او بود از حضرت ربّ - العالمين سؤال و استدعا نمود .
پس آنگاه آن ولىّ الله فرمود كه : اى حجر بخدائى كه ترا ميثاق جميع پيغمبر و ميثاق تمامى أوصياء اولو الأمر و پيمان همگى بشر گردانيد تو ما را بلسان عربى روشن و به زبان واضح بيّن خبر ده از وصىّ و امام بعد از حسين ابن علىّ ( ع ) .
در آن دم آن حجر بأمر ايزد عالم بنوعى به حركت و اهتزاز آمد كه نزديك به آن بود كه از موضع و مقام زائل گشته آرام نگيرد .
بعد از آن حضرت قادر سبحان آن را بنطق و بيان در آورد و به زبان عربى روشن و آسان گفت : بار خدايا وصيّت و امامت بعد از حسين بن على عليه السّلام حقّ علىّ بن الحسين بن علىّ بن أبى طالب ( ع ) و ابن فاطمه بنت رسول الله صلَّى الله عليه و آله و سلَّم است .
چون محمّد بن الحنفيّه اين نوع شهادت از حجر الأسود در باب وصيّت و امامت علىّ بن الحسين عليه السّلام و التّحيّه مشاهدت نمود اقرار بولايت حضرت علىّ بن الحسين ( ع ) فرمود .
پس آنگاه رجعت و انصراف به منزل خود نمود
از ثابت البنانى منقول و مرويست كه من با جماعت بصريان مثل أيّوب سجستانى و صالح المروى و عتبه الغلام و حبيب الفارسى و مالك بن دينار به راه كعبه معظَّمه به قصد حجّ بيت الله الحرام احرام بسته بوديم و بعد از قطع منازل و طىّ مراحل چون