تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
فما ذنبنا إن جاش دهر بحورنا و يحرك ساج لا يوارى الدّعاء مصا
اى قوم بيمروّت گناه ما چه بود كه دنيا را بظلم و جور ما در هيجان و حركت آورديد و اگر منكر اين أمر شويد كه از ما اين أمر منكر بحيّز ظهور بيّن و ظاهر و سانح و صادر نشده اين انكار شما چون انكار امروز غايت وضوح و ظهور است و بحر عمل شما چون ساكن است و خفاى آلات و أدوات آن به واسطهء عدم عمق فراوان ميسّر نيست و وجه أعمال شما را مخفى و پنهان نميگرداند بلكه هر چه شما در حقّ ما اهل بيت رسول مجتبى بمنصّهء عمل بيّن و ظاهر نموديد همگى آن بر تمامى خلقان روشن و عيان است و اين احسان و تفضّل از حضرت عزّ و جلّ نسبت بأولاد خاتم الرّسل بديع و مستبعد نيست . * ( ذلِكَ فَضْلُ الله يُؤْتِيه مَنْ يَشاءُ ) * * ( وَمَنْ لَمْ يَجْعَلِ الله لَه نُوراً فَما لَه مِنْ نُورٍ ) * . چون فاطمة الصّغرى كلام صدق التيام به اين مقام اختتام فرمود - خروش و فغان از حضّار آن مكان برخاست و گريه مردم بغايت بلند شد و قطرات عبرات ايشان متقاطر و دمادم گرديد همگى گفتند : يا بنت الطَّيّبين بس است آنچه ذكر نمودى زيرا كه در درون ما نواير متلهّبه اندوختى و دلهاى حزين و سينه‌هاى غمين ما را به آن نيران سوختى . آن معصومه چون حال بدان منوال ديد ساكت گرديد سلام الله عليها و على أبيها و جدّيها المعصومين .