تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
خداى تبارك و تعالى است كه متفرّد و منزّه از شواهد و انداد و مقدّس از عوارض و اضدادست كه * ( لَيْسَ كَمِثْلِه شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ ) * . من حمد او تمام و ايمان به او دارم و از پرستش و عبادت غير او برى و بيزارم و مرا توكَّل برو و شهادت بيگانگى ذات بىشبهه و انداد اوست كه : أشهد أن لا إله الَّا الله وحده لا شريك له . و درود و تحيّت و ثناى لا يحصى بر أشرف رسل و أنبياى او محمّد مصطفى و أولاد او باد كه : أشهد أنّ محمّدا عبده و رسوله صلَّى الله عليه و آله . و گواهى مىدهم بر آنكه أولاد أمجاد آن رسول ( ص ) ربّ العباد بشط الفرات باتّفاق أهل شقاق و عناد بناحق و ظلم و از روى جور و ستم مذبوح و مقتول أرباب ظلوم و جهول شدند . بار خدايا مرا پناه به تست اگر افترا و كذب نسبت بذات ستوده صفات تو دهم و آنچه تو انزال و ارسال در حقّ على ( ع ) و آل آن حضرت رسول صلَّى الله عليه و آله و سلَّم پسنديده خصال در باب أخذ عهد و ميثاق از امّت از جهت وصىّ او علىّ بن أبى طالب ( ع ) نموده خلاف گويم . و على عليه السّلام كه بوسيلهء ظلم امّت حقّ او مسلوب و مقتول به غير ذنب از دست أعداى جهولست ، چنانچه فرزند ارجمند او را ديروز از روى ظلم و ستم او را بقتل آوردند آن سرور را نيز در سابق در بيت از بيوت خداى عزّ و جلّ كه آن وصىّ خاتم الرّسل در عبادت و بندگى ايزد كافل مشتغل بود بقتل آوردند و به آن بيت معشر مسلمانان به زبان و بدل مملوّ از نفاق و كينهء اهل بيت رسول آخر الزّمان حاضر بودند دفع شر از آن ولىّ ايزد داور ننمود بلكه أمر بقتل آن حضرت و گروهى اعانت قاتل نمودند .