تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
بر قدوم من نبودند ؟ شخصى گفت : كه چون أنصار بغايت محتاج و عيال بار و در فقر و آزارند و ايشان را دوابّ و بار بردار نبود بناء عليه نتوانستند استقبال شما نمود . معاويه گفت : شتران كه خرما سنانهاى خود را آب ميدهند چه شد تا نسبت بر آن شتران سوار شده استقبال ما ميكردند ؟ قيس بن سعد بن عباده كه سيّد أنصار بود گفت : ما شتران خود را در روز جنگ بدر و أحد و جنگهاى ديگر كه در خدمت سيّد البشر بوديم در آن أثر كه آن سرور تو و پدرت را بضرب قتال و جدال با سلام و اطاعت ايزد متعال آورده و اظهار أمر خداى غفّار نمود و شما كاره بوديد در آن حال شتران و اسبان ما را فنا كرديد الحال ما را قدرت و مال نيست . معاويه چون اين كلام شنيد ساكت و خاموش گرديد . قيس گفت : يا معاويه نه حضرت پيغمبر جليل القدر در أيّام حيات آن سرور با ما و شما عهد مقرّر نمود ، كه همان بعد از آن رسول ايزد داور بر أثر او باشيم ؟ معاويه گفت : پس از آن ترا بچه أمر نمود ؟ قيس گفت : آن نبىّ جليل القدر ما را حكم و أمر نمود كه بر شدايد و آزار صبر را اختيار نمائيم تا ملاقات او فرمائيم . معاويه گفت : شما نيز صبر كنيد تا هنگام كه بشرف ملاقات آن حضرت مشرّف گرديد . و چون معاويه از آنجا گذشت بجمعى رسيد از قريش كه ابن عبّاس در