كه عمل به قياس كردهاند و ترك نمودهاند قرآن و حديث را .
و مقصود آن حضرت در حديث مزبور از علمى كه در او تازهبهتازه چيزى دانسته نشود علم ظنّى و تقليدى است و مجرّد حفظ كردن قولها و روايتها ، زيراكه في الحقيقة آنها علم نيست .
و از حضرت امام محمّد باقر عليه السلام مسألهاى پرسيدند و « 1 » آن حضرت جوابى گفتند ، بعد از آن شخص سايل گفت كه : دانشمندانى كه هستند به اين جواب قايل نيستند ! پس آن حضرت فرمودند : اى واى بر تو ! آيا هرگز دانشمندى ديدهاى ؟ ! به درستى كه دانشمند حقيقى كسى است كه از دنيا بيزار و به آخرت راغب باشد و چنگ بر سنّت پيغمبر صلى الله عليه و آله زده باشد « 2 » .
و از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه : طالبان علم سه صنفند و ايشان را خوب بشناس
[ m . b 13 ]
و اوصاف ايشان را بدان : صنفى طلب مىكنند علم را از براى تحصيل شبههها و جدل با مردم كردن . و صنفى ديگر طلب علم مىكنند از براى زيادتى كردن و فريب مردم دادن . و صنفى طلب علم را از براى دانش و شعور « 3 » مىكنند .
امّا اوّلين آزاررسان مىباشد « 4 » و مردم را در شكّ مىاندازد « 5 » و در هر مجلسى متوجّه گفتگو مىشود « 6 » و ذكر علم و صفت حلم « 7 » مىنمايد و افتادگى به حسب ظاهر را بر خود مىبندد و از پرهيزكارىِ باطنى خالى مىباشد . پس آن حضرت نفرين كردند صاحب اين حالت را و فرمودند : خوار گردانَد خداى عزّ و جلّ او را از آن راهى كه
هامش
( 1 ) .a s- و .
( 2 ) . الكافي 1 : 70 ح 8 .
( 3 ) . شعور /aتقرير !
( 4 ) . مىباشد /aمىباشند .
( 5 ) . مىاندازد /aمىاندازند .
( 6 ) . مىشود /aمىشوند .
( 7 ) . حلم /aعلم .