خاطر حاضر گرداند « 1 » جاهايى را كه حضرت در آنها تردّد نموده و آنكه هيچ موضع قدمى نيست مگر آنكه جاى پاى مبارك اوست ، پس نبايد پا بر جايى گذارد مگر به آراميدگى « 2 » و خوف و « 3 » متذكّر شود رفتار و گامهاى آن حضرت را در كوچهها و تصوّر كند خشوع و آرام او را در رفتار و آنچه را خداى عزّ و جلّ در دل او جاى داده از عظيم معرفتِ خود و بلند گردانيدن ذكر وى به حدّى كه اسم آن حضرت با اسم خداى « 4 » مقرون گرديده ، و هركه هتك حرمت او نمايد - اگرچه به آواز بلند كردن باشد - عمل او باطل خواهد بود .
و هرگاه ترك حرمت شريعت او بشود - اگرچه در « 5 » دقيقهاى از دقايق باشد - ايمن نمىتوان بود كه به عدول از طريقهء آن حضرت ممنوع گردد « 6 » از ملازمت وى . و بايد كه امّيد عظيم به اين داشته باشد كه خداى او را ممنوع نسازد از بركت ملاقات آن حضرت بعد از آنى كه ايمان را روزىِ او گردانيده باشد و او را از وطن خود بيرون آورده باشد كه زيارت آن حضرت را
[ m . a 128 ]
بكند از راه محبّت به وى و شوق ملاحظهء آثار و در و ديوار او .
و هرگاه به مسجد برسد متذكّر آن شود كه اوّل چيزى كه در آن عرصه بر پاى داشته شده واجبات الهى است . و بايد كه طمع آن در رحمت خدا به داخل شدن شهر عظيم گردد در حالتى كه با خشوع و تعظيم باشد و چه سزاوار است آن مكان به استدعا نمودن خشوع از دل هر « 7 » بندهء مؤمنى .
و امّا زيارت آن حضرت ؛ سزاوار آن است كه در برابر آن بايستد و در حالت وفات زيارت كند آن حضرت را مانند زيارتِ او در حال حيات و نزديك قبر او نرود چنانچه
هامش
( 1 ) . گرداند /a sگردانيده .
( 2 ) . آراميدگى /a sآرميدگى .
( 3 ) .s a- و .
( 4 ) .a+ عزّ و جلّ .
( 5 ) .s a- در .
( 6 ) .a+ و !
( 7 ) .s- هر .