هركه را خوفى غالب شود همه كس را بهتر از خود مىداند و فضيلت در اين است . در قرآن مجيد واقع شده :
« وَ الَّذِينَ يُؤْتُونَ ما آتَوْا وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ »
« 1 » يعنى مؤمنان آنهايند كه اتيان به طاعتها
[ m . a 46 ]
مىكنند و مَع هذا بسيار مىترسند كه قبول نشود .
و هركه از جهت نَسبْ تكبّر كند بايد كه علاج قلبش را به دانستن دو چيز بنمايد :
اوّل : آنكه بداند كه اين نهايت نادانى است از آن حيثيّت كه خود را عزيز مىشمرد « 2 » از راه كمالى كه با ديگرى است و همين مقصود است از شعرى كه گفتهاند :
لئن فخرتَ بآباء ذوي شرف * لقد صدقتَ و لكن بئس ما ولدوا « 3 »
يعنى اگر فخر كنى به پدران صاحب شرفْ راست مىگويى ، امّا بد فرزندى زاييدهاند كه « 4 » كمالى ندارد و از كمال ديگران صاحب كمالى مىكند . پس هركه تكبّر به « 5 » نسب مىنمايد اگر در صفاتى كه خود دارد خسّت و دنائت دارد چون كمال ديگرى جبر خسّت او را مىكند ؟ ! بلكه آن كسى كه متكبّر خود را به آن نسبت مىدهد اگر زنده باشد « 6 » خواهد گفت كه : فضيلت را من دارم و « 7 » تو كيستى ؟ و جز اين نيست كه تو كِرمى هستى كه « 8 » آفريده شده از فضلهء من كه مَنى باشد .
و دوم : آنكه نسب حقيقى خود را بداند پس پدرش و جدّش را بشناسد ، به درستى كه پدر نزديك به او نطفهء پليدى است كه از آن به هم رسيده و جدّ دورِ او خاك است كه در نهايت خوارى است . و اين نسب را خداى عزّ و جلّ در قرآن مجيد به او شناسانيده است چنانچه فرموده :
« الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طِينٍ * ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ
هامش
( 1 ) . مؤمنون : 60 .
( 2 ) . مىشمرد /sمىشمرند .
( 3 ) . ولدوا /aولد !
( 4 ) .a+ خود .
( 5 ) .s- به .
( 6 ) .a+ و .
( 7 ) .a- و .
( 8 ) .a s- كه .