تخطي إلى المحتوى الرئيسي

محدثات شيعه ( فارسي ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
صلاحها من روايتها » « 1 » به نظر مىرسد كه امامىمذهب است واز آيت اللّه بهبهانى شنيدم كه به سبب روايتي كه منّة نقل كرده ، ايشان أو را صالح شمرده است . از چه كسى روايت كرده است : أبو عبد اللّه جعفر الصادق عليه السّلام . چه كسى از وى روايت كرده است : حكم بن مسكين . أحاديث : كلينى از علي بن إبراهيم به اسناد أو از حكم بن مسكين از منّة وسعيده ، خواهران محمد بن أبي عمير روايت كند كه گفتند : « دخلنا على أبى عبد اللّه عليه السّلام فقلنا : تعود المرأة أخاها ؟ قال : نعم ، قلنا : تصافحه ؟ قال : من وراء الثوب . قالت إحداهما : انّ أختي هذه تعود اخوتها ، قال : إذا عدت اخوتك فلا تلبسى المصبغة » . « 2 »

187 . ميمونة بنت الحارث

أم المؤمنين ميمونه دختر حارث بن حزن عامري هلالي ، ومادرش هند بنت عوف بن زهير از قبيله حمير است . نامش برّه بود ورسول الله صلّى اللّه عليه واله آن را به ميمونه تغيير داد . وى خواهر مادرى وپدرى أم الفضل ( لبابه ) زوجه عباس بن عبد المطلب است وخواهر مادرى أسماء بنت عميس وزينب بنت خزيمة است . در جاهليت ابتدأ همسر مسعود بن عمرو بن الثقفي ، وبعد از وى همسر حويطب بن عبد العزى ( قتادة گويد : ابورهم بن عبد العزى ) بود كه پس از مرگ أو در سال هفتم هنگام عمرة القضاء « 3 » در محلى به نام سرف « 4 » با مهر پانصد درهم توسط عباس عموى رسول خدا صلّى اللّه عليه واله به ازدواج آن حضرت درآمد . أو خود را به پيامبر صلّى اللّه عليه واله بخشيد . « 5 » ميمونه زوجه رسول خدا صلّى اللّه عليه واله در سال 51 هجرى در همان مكان سرف از دنيا رفت وخواهر زاده‌اش ابن عباس بر أو نماز گزارد ووارد قبرش شد . برخى سال فوت أو را سال 62 يا 63 گفته‌اند ؛
هامش
( 1 ) . تنقيح المقال : 3 ، 80 من فصل النساء . ( 2 ) . كافى : 5 ، 526 كتاب نكاح ، حديث 3 باب مصافحة النساء . ترجمه حديث ذيل حديث سعيده گذشت . ( 3 ) . القضاء نام يكى از غزوات رسول الله ( ص ) است كه در سال هفتم هجرت رخ داد . عمره القضاء عمره‌اى است كه رسول خدا ( ص ) قبل از اين غزوه به جا آوردند . ( 4 ) . سرف : محلى ميان مكة ومدينه در ده ميلى مكة است ( تاج العروس : 6 ، 137 ) . ( 5 ) . هبه يا تفويض نفس بدين معناست كه زنى بدون مهر وصداق ، خود را به همسرى پيامبر ( ص ) درآورد . اين حكم فقط اختصاص به رسول الله ( ص ) داشته است ؛ الاستيعاب : 4 ، 1917 ؛ المعجم الكبير : 23 ، 422 .