تخطي إلى المحتوى الرئيسي

محدثات شيعه ( فارسي ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
باخبر شد ، كسى را به دنبالش فرستاد . چون دارميه نزد أو آمد ، معاوية با گفتارى حقارت‌آميز احوالش را پرسيد ؛ سپس گفت : مىدانى به چه دليل تو را نزد خود خوانده‌ام ؟ گفت : نه . كسى جز خدا از غيب خبر ندارد . معاوية گفت : تو را خواستم تا بدانم چرا على را دوست مىدارى ومرا دشمن مىشمارى ؟ دارميه گفت : اگر مرا ببخشى مىگويم . معاوية گفت : در امانى ، راست بگو . دارميه گفت : على را دوست دارم به سبب عدلش نسبت به رعيت واينكه بيت المال را مساوى قسمت مىنمود . تو را دشمن مىدارم ؛ زيرا با على قتال كردى در امرى كه أو بر تو برتر بود وچيزى را طلب كردى كه حقي در آن نداشتى . على را دوست دارم ، زيرا رسول خدا صلّى اللّه عليه واله عقد ولايت أو را بست . أو دوستدار مساكين بود وأهل علم را بزرگ مىشمرد . تو را دشمن مىدارم ، زيرا خون مردم را به ناحق ريختى وبه جور وستم قضاوت كردى واز روى هوا وهوس حكم مىكنى . معاوية براي تحقير وى مجددا كلمات خواركننده‌اى نثارش كرد ودارميه نيز به أو پاسخ داد . معاوية گفت : اى زن ! على را ديده‌اى ؟ دارميه گفت : آرى به خدا ديده‌ام . گفت : أو را چگونه يا فتى ؟ دارميه گفت : أو را ديده‌ام ، ولى آن ملك وسلطنتى كه تو را فريفته ، أو را فريب نداده ونعمتي كه تو را مشغول داشته ( از خدا غافل كرده ) أو را مشغول نكرده است . معاوية گفت : كلام أو را شنيده‌اى ؟ دارميه گفت : به خدا قسم آرى . دلها را از ظلمت وتاريكى روشن مىكرد وجلا مىداد ، همچنان‌كه روغن طشت را جلا مىدهد . معاوية گفت : راست گويى . سرانجام معاوية دستور داد براي ساكت كردن وى آنچه نياز دارد به أو بدهند وگفت : به خدا قسم اگر على بود چيزى به تو نمىداد . دارميه گفت : آرى به خدا قسم كه حتى يك موش هم از مال مسلمين نمىداد ( يعنى بدون حق وحساب به كسى چيزى نمىداد ) . « 1 » از چه كسى روايت كرده است : علي عليه السّلام . چه كسى از وى روايت كرده است : أبو إسحاق مقدمى ، وأبو سهل تميمي . أحاديث : « 2 » « قال المقدمي أبو إسحاق : حجّ معاوية فبعث إلى الدّارميّة الحجونيّة فقال لها : . . . قالت : فإنّى أحببت عليّا على عدله في الرّعيّة وقسمه بالسّويّة . وواليت عليّا على ما عقد له
هامش
( 1 ) . عقد الفريد : 1 ، 352 ؛ بلاغات النساء : 105 . ( 2 ) . بنابر تعريف حديث - كه عبارت است از نقل قول وفعل وتقرير معصوم - گفتار دارميه درباره أمير المؤمنين ( ع ) حديث است .