اجمال بررسى مىشود . ارقم بن شرحبيل كوفى يكى از ياران عبد الله بن مسعود « 1 » گويد :
از ابن عباس پرسيدم : « پيمبر وصيت كرد ؟ » ابن عباس گفت : « نه . » گفتم : « چگونه وصيت نكرد ؟ » گفت : « پيمبر گفت : على را بخوانيد . » امّا عايشه گفت : « اگر كس پيش أبو بكر فرستى » و حفصه گفت : « اگر كس پيش عمر فرستى . » و چون هر سه پيش پيامبر آمدند ، گفت : « برويد اگر كارى با شما داشتم كس به طلب شما مىفرستم » و چون وقت نماز رسيد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گفت : « به أبو بكر بگوييد با كسان نماز كند . » عايشه گفت : « او مردى نازكدل است به عمر بگو . » پيامبر گفت : « به عمر بگوييد . » عمر گفت : « من هرگز در حضور أبو بكر از او پيش نمىافتم . » أبو بكر به پيشنمازى ايستاد آنگاه پيامبر سبك شد و بيرون رفت ، و چون أبو بكر آمدن پيامبر را دريافت عقب رفت و پيمبر جامهاش را گرفت و وى را به جايى كه بود بداشت و بنشست و از همانجا كه أبو بكر قرائت نكرده بود قرائت آغاز كرد . « 2 »
كايتانى اين روايت را جعلى و ساخته محدثان مسلمان مىداند تا توجيه كنند كه چرا محمد صلّى اللّه عليه و آله وصيتى از خود باقى نگذاشت . « 3 » در هر صورت اسناد اين روايت به ابن عباس كاملا منطقى به نظر مىرسد . شيعيان كوفه از زمان خلافت على عليه السّلام مدّعى شدند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله علي عليه السّلام را وصى خود قرار داد . سؤال ارقم بن شرحبيل كوفى بىانگيزه نبود .
نظر ابن عباس در اين روايت همان ديدگاههاى او در مورد روايات ديگر منسوب به اوست . محمد صلّى اللّه عليه و آله بالفعل وصيتى به نفع على عليه السّلام نكرد ، اما اگر او را از اين كار بازنمىداشتند چنين وصيتى كرده بود . بخش اول اين روايت ظاهرا ساخته ابن عباس است كه او در هر صورت اطلاع مستقيمى از اين جريان نداشت . بخش دوم بنابر روايت عايشه است كه ذيلا نقل مىشود . محمد صلّى اللّه عليه و آله وقتى بيمار بود بانگ نماز دادند ، گفت : « بگوييد أبو بكر با مردم نماز كند . » گفتم : « وى نازكدل است و تاب ندارد كه به جاى تو بايستد . »
آنگاه ابن عباس منحرف مىشود و مىگويد : پيامبر گفت به عمر بگوييد نماز بخواند و هنگامى كه عمر گفت من در حضور أبو بكر از او پيش نمىافتم أبو بكر به نماز ايستاد . پيام
هامش
( 1 ) - ابن حجر ، تهذيب التهذيب ، ( حيدرآباد ، 1325 ) ج 1 ، ص 198 - 199 .
( 2 ) - طبرى ، ج 1 ، ص 1810 - 1811
( 3 ) - تاريخ اسلام ، ج 2 / 1 ، ص 506 .