تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 525

مساهمون:

ص٥٢٥
عمّ بزرگوار من * * * * من از نجف بيامدم به شهر توس خدمتت * بوسه زنم به تربتت فيض برم ز مرقدت * عمّ بزرگوار من * * * تا كه سعادتي برم * خوشه برم ز نعمتت امام تاجدار من * گشا گره ز كار من عمّ بزرگوار من * * * * چه ياد غربتت كنم خوشم كه من به غربتم بر سر خوان نعمتت * غرقهء بزم رحمتم عمّ بزرگوار من * * * * خسته ز رنج فرقتم مست زخم وحدتم * بادهء وصلت اي شها برده ز من قرار من * عمّ بزرگوار من * * * قسم به جدت اى شها * نما به من ترحّمي ز بحر جودت اى شها * مرا بس است شبنمي عمّ بزرگوار من * * * * چو شبنمي به من رسد جهان شود به كأم من * عطا شود مرام من گشا گره ز كار من * عمّ بزرگوار من
* * *
ميراث حديث شيعه — صفحة 525 | مهدى مهريزى / على صدرائى خوئى