در إيران چه كار مىكنند ؟ !
در حقيقت اين جماعت ، محافظ امنيّت ايراناند ( خندهء تحقير ) ! روسيان ، اين امنيّتپسندى خودشان را بدين طريقه ظاهر داشتند كه يك رئيس روحاني ( ثقة الإسلام تبريزى ) را ديروز به دار زدند كه برابر بود با يك كشيش بزرگ محبوب پاك كه در روز با صليب حضرت مسيح به دار زنند ( شرم شرم ) .
قشون روس فقط براي برپا نمودن هنگامه وانداختن اغتشاش به إيران رفته است وهمينكه اين يازده هزار قشون به انداختن هنگامه كامياب شدند ، به كمك آنها باز قشون فرستاده خواهد شد ودر آن موقع مقاسمهء إيران يكى از مسائل طي شده قرار خواهد يافت . از آن به بعد وزراى عاقل ورجال داناى ما همينقدر خواهند فرمود : زمانه خيلى بىانصاف است ! . . . الخ .
به هر تقدير بعد از اين قضيهء مولمه براي آن مرحوم ، خانواده ودوستان ايشان نتوانستند اقامهء عزا نمايند ، مگر اينكه بعد از انتشار اين خبر در إسلامبول وعتبات عاليات خصوصا در كاظمين كه آن أوقات به واسطهء اولتوماتومى كه به دولت إيران داده شده بود ، مجمع علماى اعلام وحجج الإسلام نجف وكربلا بود ، مجلس فاتحه وترحيم منعقد گرديد .
وسفير روس مقيم تهران در تلگراف محرمانهء خود ، مورّخهء 29 ديكابر 1911 ، شمارهء 69 مىنويسد واشعار مىنمايد :
دولت إيران اقدامات لازم را در باب اعدام چند نفر إيراني كه ثقهء الإسلام هم در ضمن آنها بوده است به عمل نياورد .
تلگرافاتى كه از تبريز مىرسيد سخت سانسور مىشد . عزادارى وتعزيهدارى براي ثقة الإسلام در همهجا سخت قدغن شده بود .
اين قضية فقط در أصفهان هيجانى پيدا نمود آن هم به واسطهء
ميراث حديث شيعه — صفحة 185
مساهمون: مهدى مهريزى
ص١٨٥