يكى ديگر ، داستان « حتى بردهفروش » كه جملهاى دارد رسول خدا در مذمت بردهفروشى .
اين مرد عالم به من توصيه كرده بود اين دو داستان را در عين اينكه أصل وأساس دارد ، از آن كتاب بردارم ؛ زيرا داستان أولى موجب سوء استفادهء كساني مىشود كه معتقدند زن مىتواند از منزل بيرون برود وداستان دوم مورد سوء استفادهء مخالفان بردگى مىشود .
من منكر اين أصل كلى نيستم كه احياناً اگر گفتن حقيقتي سبب انحراف مردم از اين حقيقت بشود ، نبايد گفت ؛ زيرا گفتن براي ارشاد مردم به حقيقت است ، نه براي اينكه وسيلهء دور شدن از حقيقت بشود . البتة كتمان حقايق ، حرام است . . . .
در عين حال ، من معتقدم مقصود ، اين است كه مردم ، حقايق را به خاطر منافع خود كتمان نكنند ، ولى اينكه حقيقت را به خاطر خود حقيقت ( والبتة در شرايط محدود وموقّت ومعيّنى براي فرار از سوء استفاده ) اظهار نكنيم ، مشمول اين آية نيست . به عبارت ديگر ، دروغ گفتن حرام است ؛ اما راست گفتن هميشه واجب نيست ؛ يعنى احياناً در مواردى بايد سكوت كرد .
من معتقدم اين گونه مصلحتانديشىها ، اگر بر مبناى مصالح واقعي حقايق باشد ( نه بر مبناى حفظ منافع افراد واشخاص وأصناف وطبقات ) ، مانعى ندارد . « 1 »
به نظر مىرسد براي تأمّل واظهار نظر دربارهء موضوع ، نخست بايد صورت مسئله را ترسيم كرد . به هنگام ناسازگارى دستاورد يك پژوهش علمي با باورهاى عمومى سه واقعيت در ميان است وبايد هر كدام را جدا بررسى كرد تا بتوان نظر كلى ارائه داد :
1 . پژوهش
2 . اعلام وترويج نتيجهء پژوهش
3 . باورهاى عمومى .
گمان نمىكنم در جواز انجام دادن پژوهشهاى علمي در چنين موضوعاتى ترديد روا باشد ، گرچه ممكن است دربارهء اولويت ويا ضرورت آن ، ترديد شود ؛ بلكه
هامش
( 1 ) . مسئلهء حجاب ، ص 252 - 254 .