[ متن رساله ]
ذكر القديم أولى بالتقديم
سپاس بي قياس وحمد [ بي حد ] « 1 » * خدايى را كه ذاتش نيست در عد
إلهٌ ذاته فرد [ قديم ] * مليكٌ صنعه برٌّ جسيم
خداوندى كه أو معطى [ جان است ] * ز روى عقل معبود جهان است
. . . . . . . . . . . . . . صانع پاك * ميان آب روشن جوهر خاك
. . . . . . . . . . . . . . . * وز ايشان برگزيد أو نوع انسان
. . . . . . . . . . . . ممتاز * به دانش كرد أو را محرم راز
. . با نوعي از ايشان * كه تاج اجتباشان كرد احسان
. . . . . كردش أول كار * بر أو بگشود آخر جمله اسرار
امام أنبيا ومقتداشان * محمد دان حقيقت پيشواشان
چو فضلش بر رسل امرى يقين است * از آن أو رحمة للعالمين است
درود وافر از صدر رسالت * كنم بر آل واولادش حوالت
سبب ترجمه كردن نثر اللئالي
شنيدم موكب مخدوم أعظم * به صوب أصفهان آمد مكرم
عراق از مقدمش مصر عيان شد * نمودار بهشت جاودان شد
رعايا در حريم دولتش شاد * كه دادِ هر يكى از عدل خود داد
چو منشور سعادت از أزل داشت * به عدل وداد ، دايم أو عمل داشت
ملقب از شرف ذاتش از آن شد * كه ذاتش در شرف نام ونشان شد
گزيده صاحب أعظم على اوست * على ذات مبارك آن ولى دوست
هامش
( 1 ) . بين كروشهها تصحيح قياسي است ودر عكس نسخه جاى آنها خالى است .