2 . معرّفى كتب ؛
3 . تحليل وبررسى نتايج وشناسايى موارد قابل بازسازى .
بخش يكم : أصول
پيش از معرّفى أصول ، ذكر چند نكته مفيد است :
1 . شيخ طوسي در الفهرست ، در شرح حال حميد بن زياد مىنويسد :
. . . ثقة كثير التصانيف ، روى الأصول أكثرها ، له كتب كثيرة على عدد كتب الأصول . « 1 »
اين تعبير ، دو شاهد دارد كه تعداد أصول نزد شيخ طوسي معلوم بوده است : يكى آن كه مىگويد : حميد بن زياد ، أكثر آنها را روايت كرده وديگر آن كه كتابهاى وى را به تعداد كتب أصول مىداند . ضمناً معلوم مىشود كتابهايش نيز فراوان است ؛ چون أو را با وصف « كثيرالتصانيف » ياد كرده است .
از سوى ديگر در الفهرست ، افراد كثير التصنيف را كه دويست يا سيصد اثر داشتهاند ، معرّفى كرده است ، مانند : عياشى « 2 » ومفيد « 3 » با دويست اثر وشيخ صدوق « 4 » با سيصد اثر .
2 . تعبير « أصل » كه در نوشتهء عدّهاى از محقّقان شيعه قيد شده ، منشأ اثر علمي يا عملي قرار نگرفته است وتنها برخى آثار را محقّقان متأخّر بر آن بار كردهاند . البتة اگر به مفهوم لغوى أصل توجّه شود - كه در اين نوشته نيز چنان شد وعلّامهء تهرانى نيز آن را تأييد كرده است - مىتوان از سبقت ونوعي اعتبار آن سخن راند .
نكتهء ديگرى كه بايد از آن ياد كرد ، اين است كه اين عنوان را ظاهراً نويسندگان بر آثار خود اطلاق نكردهاند ؛ بلكه در دورههاى بعد ، اين لقب به اينگونه آثار اعطا شده است .
هامش
( 1 ) . الفهرست ، ص 60 ( ش 228 ) .
( 2 ) . همان ، ص 136 ( ش 593 ) .
( 3 ) . همان ، ص 158 ( ش 696 ) .
( 4 ) . همانجا ( ش 595 ) .