عقولهم « 1 » .
ما پيامبران مأمور شديم مردمان را بر جايگاه خود بنشانيم وبا آنان به اندازه خودشان سخن بگوييم .
واميرمؤمنان فرمود :
وليس كل العلم يستطيع صاحب العلم أن يفسّره لكل الناس لأنّ منهم القوى والضعيف ولأنّ منه ما يطاق حمله ومنه ما لا يطاق حمله . « 2 » صاحبان دانش نمىتوانند همهء دانش را براي مردم تفسير كنند ، زيرا برخى مردمان توانا وبرخى ناتوانند ؛ همان گونه كه بخشهايى از دانش را مىتوان دريافت وبخشي ديگر را نمىتوان يافت .
بزرگان دين ، اين سفارشها را خود در هدايت وتبليغ با دقت تمام اجرا مىكردند .
يكى از مضامين عرفانى كه در پارهاى منابع حديثي منقول است وگوياى همين نكتهء پيشگفته است ، روايتي است معروف به حديث حقيقت كه كميل بن زياد نخعى آن را از اميرمؤمنان عليه السلام روايت كردهاست . در اين روايت كميل ابتدأ از حقيقت مىپرسد وحضرت على از پاسخ سر بازمىزند وبا اصرار كميل رشحههايى از حقيقت را باز مىنمايد .
اين حديث مورد شرح وتفسير بسيار قرار گرفته است . در اينجا به تصحيح وارائه يكى از آن شروح مىپردازيم . پيش از نقل رساله مطالبى را به عنوان درآمد پيرامون كميل ، حديث حقيقت ،
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار ، ج 2 ، ص 69 ، ح 23
( 2 ) . بحار الأنوار ، ج 93 ، ص 141