نيروى روان
و اعلم ان قوة النفوس تابعة لامزجة الابدان .
( 1 ) و بدان كه نيروى روانها پيرو مزاجهاى بدنها است .
نفوس جمع نفس است - نفس گاهى اطلاق بر روح بخارى مىشود كه به آن خون در جريان و قلب در ضربان و بدن داراى حركت و حرارت است .
گاهى مقصود از نفس روح حيوانى است كه به آن چشم مىبيند و گوش مىشنود حواس محسوسات خود را تشخيص ميدهد و گاهى منظور از آن روح ارادى است كه آن را روح حيوانى نيز مىگويند :
دست ميگيرد ، پاى ميرود ، زبان مىگويد و مانند آن . گاهى مراد از نفس روح انسانى است كه حكما از آن بنفس ناطقه كليه تعبير ميكنند در هر صورت هر كدام از انواع نفوس كه باشد تابع مزاج و ساختمان بدنست .
ميگويند پيش از خلقت بدن روح وجود نداشت بعد از پيدايش تن روح در او ايجاد شد اين يك نحوه تبعيت است . بگفتهء ديگر روح قبل از بدن موجود بود ولى بعد از پرداختن تن به او تعلق پيدا كرد و مانند مرغى اسير آن قفس شد و اين نيز يك نحوه تبعيت است .
بهر اندازهاى كه مزاج سالمتر باشد نيروى روان در او كاملتر است : دست بهتر مىگيرد ، پاى بهتر ميرود ، زبان بهتر مىگويد ، حواس پنجگانه بهتر و كاملتر احساس ميكنند و حواس باطن نيز بهتر محسوسات خود را درك مىنمايند . اين نيز يك نحوه پيروى است .