آنان هرگز مالك شفاعت نيستند مگر كسى كه نزد خداوند رحمان عهد و پيمانى دارد .
يَوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ .
« 1 » در آن روز [ قيامت ] ، شفاعت هيچكس سودى نمىبخشد جز كسى كه خداوند رحمان به او اجازه داده است و به گفتار او راضى است .
وَ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ عِنْدَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ حَتَّى .
« 2 » در پيشگاه وى شفاعت سودى نمىبخشد مگر براى كسى كه اذن داده است .
وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً .
« 3 » اگر آنان كه بر خود ستم مىكردند به نزد تو مىآمدند و از خدا طلب آمرزش مىكردند و پيامبر هم براى آنان استغفار مىكرد ، خدا را توبهپذير و مهربان مىيافتند .
اين بود نمونههايى از آيات شفاعت . اما رواياتى كه در موضوع شفاعت از رسول اكرم ( ص ) و از جانشينان گرامىاش نقل شده ، به حد تواتر رسيده و يقينآور است .
روايات شفاعت به طريق شيعه
اما رواياتى كه به طريق شيعه نقل گرديده است ، بيش از آن است كه به شمار آيد و مسئلهء شفاعت در نزد « اماميه » واضحتر از آن است كه مورد بحث واقع گردد . اين است كه ما در اين مورد به عنوان تبرك و تيمن تنها به نقل يك روايت قناعت مىكنيم : ( 1 ) - برقى در كتاب محاسن با اسناد خود از معاوية بن وهب نقل مىكند كه او مىگويد : من از امام صادق ( ع ) تفسير اين آيه را پرسيدم كه خداوند مىفرمايد :
لا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ قالَ صَواباً .
تكلم نمىكنند مگر كسى كه خدا به او اذن دهد و نيكو گويد .
امام فرمود : به خدا سوگند ! ما از كسانى هستيم كه به آنان اذن داده شده است و ما همان حقگويان و صاحبان گفتار نيك مىباشيم . معاويه مىگويد : سؤال كردم فدايت شوم در موقع سخن
هامش
( 1 ) طه / 109 .
( 2 ) سبا / 23 .
( 3 ) نساء / 64 .