مخلوق است ، باز بدون شك از افعال پروردگار خواهد بود مانند : نموّ در نباتات و درك نفع و ضرر در حيوانات و قدرت نطق و بيان مقاصد ، در انسانها .
و اما امتيازاتى كه انسان به اختيار خود به آنها دست يافته است ، گرچه با اختيار خود اوست ولى برگشت آن نيز به خداوند متعال است ، زيرا همان خداست كه او را به راه راست ، هدايت و به طريق مستقيم رهبرى فرموده ، درك و استعداد كسب مقام و كمال و به دست آوردن امتيازات را به او داده است .
و به اين حقيقت نيز با جمله « ربّ العالمين » اشاره شده است .
3 - هيچيك از اعمال نيكى كه از خدا صادر مىشود ، براى خود او نيست زيرا او كامل مطلق است و تكامل نسبت به وى مفهومى ندارد ، پس هر فعل و عملى كه خداوند انجام مىدهد ، احسان محض و انعام خالصى است كه نفعش تنها عايد مخلوقات خواهد بود .
و اما افعال نيكى كه از ديگران صادر مىشود ، گرچه گاهى سود اين اعمال به ديگران هم مىرسد ولى با اين حال ، سود آنها در مرحله اول براى خود شخص است كه عمل را انجام مىدهد زيرا او كمال خويش را در گرو اين اعمال ، درك و احساس مىكند و به همين انگيزه است كه آن را انجام مىدهد . قرآن مجيد در اين باره مىفرمايد :
إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ .
« 1 » اگر نيكى كنيد ، به خودتان نيكى كردهايد .
پس احسان محض و نيكى خالص كه سودش فقط براى ديگران باشد ، فعل پروردگار است و بس ، بنابراين تنها اوست كه سزاوار حمد و سپاس است نه غير او و به اين مطلب نيز با جملهء « الرحمن الرّحيم » اشاره گرديده است .
در اينجا اين نكته را نيز اضافه مىكنيم كه حمد و ثنا در برابر افعال و كارهاى نيك ، گاهى بر اين اساس است كه شخص حامد و ثناگو عظمت و ارزش افعال نيك احسانكننده و يا صفات عالى و قابل ستايش او را درك نموده است بدون اين كه توجهى به بذل و بخشش و نظرى به احسان او و يا ترسى از وى داشته باشد ، همان درك و شناخت ، او را به حمد و سپاس بر مىانگيزد .
و گاهى نيز اين حمد و سپاس در اثر توجه به الطاف و عطاياى صاحب نعمت است و گاهى به علت طمع و علاقه به احسان اوست و گاهى هم در اثر ترس از او ، واقع مىشود ، اين است كه حمد و
هامش
( 1 ) بنى اسرائيل / 7 .