صورت « علم » و نام خاص كه به وسيلهء بشر تعيين و نامگذارى شده باشد ، امكانپذير نيست . نتيجهء گفتار اين كه : لفظ « اللّه » ، « علم » و نام خاصّ خداوند نيست .
پاسخ :
وضع نمودن لفظى در برابر معنا ، متوقف بر اين است كه آن معنى اجمالا و لو به وسيلهء اشاره و تقريبى در ذهن گوينده ، تصوير و حاضر شود و اين نوع تصوّر اجمالى ، هم از واجب الوجود و ذات اقدس الهى امكانپذير است و هم از غير او .
و اما آن چه تصورش محال مىباشد ، تصور حقيقى و كامل از چگونگى ذات بىحد خداوند است ، در صورتى كه چنين تصور دقيق نه در وضع و تعيين الفاظ لازم است و نه در استعمال و اگر چنين تصور دقيق و همهجانبه لازم بود ، مسئله نامگذارى نه تنها در خداوند به اشكال بر مىخورد بلكه تعيين الفاظ و نامگذارى در تمام موجودات و حقايقى كه چگونگى و حقيقت هستى آنها براى بشر كاملا روشن و قابل درك نيست ، مانند فرشته ، جن و روح ، محال مىگرديد .
نكته ديگر اين است كه : هيچكس نمىتواند شك و ترديد داشته باشد در اين كه استعمال كردن اسم اشاره و ضمير در ذات مقدس پروردگار صحيح و درست است و مىتوان اسم اشاره و ضميرى را تلفظ نمود و از آنها خدا را قصد كرد .
( 1 ) - بنابراين ، چه اشكال دارد كه ما لفظى را بگوييم و از آن ، ذات اقدس خدا را قصد كنيم و اين لفظ را علم و نام خصوصى او بدانيم و چون ذات اقدس پروردگار تمام صفات كمال و عظمت را دارا مىباشد و در مرحلهء وضع و نامگذارى هم همه آن صفات كمال ملحوظ و منظور مىباشد ، اين است كه بايد گفت : لفظ « اللّه » نام خاص آن وجود مطلقى است كه تمام صفات كمال و جمال را دارا است .
اشكال 2
اگر كلمه « اللّه » علم و نام خاص باشد معناى اين آيه صحيح نخواهد بود كه مىفرمايد :
وَ هُوَ اللَّهُ فِي السَّماواتِ وَ فِي الْأَرْضِ .
« 1 » اوست خداوند در آسمانها و در زمين .
هامش
( 1 ) انعام / 3 .