مؤلف : اين روايت كه تكيهگاه و مورد استناد طرفداران نسخ مىباشد ، جدا ضعيف و غير قابل اعتماد است و اگر از ساير جنبههاى ضعف اين روايت صرف نظر كنيم ، تنها اين بس كه در سند آن « عاصم بن سليمان » واقع است و او شخصى بود دروغگو و حديث ساز . « 1 » اين حديث علاوه بر ضعف سند كه در آن مشهود است ، از نظر متن و مفهوم هم ضعيف و غير قابل اعتماد مىباشد زيرا :
اولا : مسلمانان قبل از هجرت كه در مكه به سر مىبردند ، ضعيف و در اقليت بودند و نمىتوانستند با مشركين ، تندى نموده و راه منازعه با آنان در پيش گيرند .
ثانيا : عمر ، از كسانى نبود كه در جنگها پيش قدم باشد و از رزمندگان و شجاعان به شمار رود ، با آن شرايط نامساعد كه در ميان مسلمانان قبل از هجرت بود و مخصوصا با آن ضعف روحى كه عمر داشت ، چگونه توانست كه در دوران ضعف مسلمانان با مشركى درآويزد به طورى كه به خاطر رام كردن او آيه نازل شود ؟
( 1 ) - در صورتى كه لفظ « غفران » و گذشت كه در آيه آمده است ، به قدرت و امكان انتقام دلالت دارد ، ولى به طورى كه اشاره نموديم ، پيش از هجرت انتقام گرفتن از آن مشرك براى عمر ممكن نبود ، زيرا اگر عمر مىخواست با مشرك در آويزد ، او نيز به ناچار با عمر درمىآويخت و ديگر مجالى براى مفهوم « غفران » باقى نمىماند .
به هر تقدير نظر ما در اين آيات ، همان است كه در آيات گذشته بود و اين آيه هم مانند آيات قبلى يك حكم ثابت و لازمالاجرايى را در بر دارد و هيچ نسخى به آن راه نيافته است و مفهوم آن
هامش
( 1 ) ابن عدى دربارهء عاصم مىگويد : دروغگو و حديثساز است . بازگويد : تمام حديثهاى وى هم از نظر سند و هم از نظر متن سست و متزلزل است و ضعف در رواياتش آشكار .
فلاس : او حديث مىساخت و در حديثسازى به حدى مهارت داشت كه مانند او را نديدهام .
ابو حاتم و نسائى : گفتار عاصم متروك و غير قابل اعتماد است .
دارقطنى : دروغگو است و در علل مىگويد : ضعيف است و در ضعف و بىاعتبارى نمونه است .
ابو حبان : جايز نيست كه روايات او را نوشت ، مگر براى تعجب ! ابو داود طيالسى : دروغگو است .
ساجى : حديث وى متروك است ، زيرا حديث جعل مىكرد .
ازدى : ضعيف و مجهول الحال است . ( لسان الميزان ، 3 / 218 ، 219 ) .