8 - « تلهاى بلندى است كه قصدكنندگانش نتوانند ، از آن بگذرند . » « 1 » منظور اين است كه محققين و كاوشگران كه در فكر رسيدن به حقايق و مفاهيم قرآنند ، نمىتوانند به قلّههاى مرتفع آن برسند و از آنجا نيز بگذرند و شاهباز بلندپرواز فكر بشر هر چه پر زند و اوج بگيرد قبل از رسيدن به قلههاى بلند لطايف و دقايق قرآن احساس خستگى نموده ، در برابر آن پر مىريزد .
از اين جمله چنين استفاده مىگردد كه قرآن داراى بطون و معانى مختلفى است كه فكر انسان از درك كامل آنها عاجز است .
به احتمال ديگر معناى جمله چنين است كه : قصدكنندگان مفاهيم و دقايق قرآن چون به قله مرتفع آن رسيدند ، در آنجا مكث و توقف مىكنند و قدم از قدم بر نمىدارند و لب از لب بر نمىگشايند زيرا با رسيدن به آن مرحله در واقع به مقصد و آرمان نهايى خويش رسيده ، به هدف عالى و نهايى خود نائل آمدهاند و مقصد ديگرى براى حركت ندارند .
هامش
( 1 ) و آكام لا يجوز عنه القاصدون .