و استوار سازند . امام ( ع ) به گفتار خود افزودند : در عين اين كه اين آيه دربارهء خاندان پيامبر است ، ممكن است دربارهء خويشاوندان تو نيز شامل و صادق آيد . آنگاه امام فرمود : تو از كسانى مباش آيهاى را كه در مورد خاصى نازل شده است ، به همان مورد اختصاص مىدهند . » در تفسير فرات كوفى آمده است : اگر مفهوم آيهاى كه دربارهء جمعيت و يا ملت معينى نازل گرديده است با از بين رفتن آن جمعيت از بين مىرفت ، ديگر از قرآن اثرى باقى نمىماند . ولى تا آسمانها و زمين پابرجاست ، قرآن نيز پابرجا بوده و به درازاى عمر دنيا در جامعه بشرى جريان خواهد داشت و دربارهء هر قوم و ملتى آيهاى در قرآن هست كه سرنوشتشان را مشروحا براى آنان بازگو مىكند ، خواه به نفعشان باشد و يا به ضررشان . « 1 » در اين مورد احاديث فراوانى نقل گرديده است كه ما به عنوان نمونه به همان چند حديثى كه در اينجا آورديم اكتفا مىكنيم .
2 - « راه راست و مستقيمى است كه رهروانش گمراه نگردند . » « 2 » منظور آن حضرت از اين جمله اين است كه قرآن راهى را نشان مىدهد كه هركس آن راه را در پيش گيرد هرگز گمراه نمىشود و در ضلالت و هلاكت قرار نمىگيرد زيرا خداوند قرآن را براى راهنمايى و هدايت مردم و تأمين سعادت آنان فرستاده است تا بندگان فرمانبردار خود را از ضلالت و هلاكت حفظ نموده ، از گمراهى و بىراهه رفتن نجاتشان دهد .
3 - « بيان واضح و روشنگرى است كه اصول و براهين آن خللناپذير است . » « 3 » در معناى اين جمله دو احتمال به نظر مىرسد :
يكى اين كه : اساس و پايههاى معارف و تعاليم قرآن و زيربناى تمام حقايق آن فطرت بشر و قانون طبيعت است و چنان بر روى آن محكم و استوار بنيان شده است كه به هيچ وجه ، تزلزل و انهدام نخواهد پذيرفت .
دوم اين كه : الفاظ و كلمات قرآن كه نشاندهندهء حقيقت قرآن است ، تغييرپذير نبوده ، هيچ خلل ، زيادت و نقصانى در آن راه ندارد . بنابراين احتمال در اين جمله به مصون و محفوظ بودن قرآن از تحريف اشاره گرديده است .
هامش
( 1 ) « و لو انّ الآية نزلت فى قوم ثمّ مات اولئك ماتت اولئك ماتت الآية لما بقى من القرآن شىء و لكنّ القرآن يجري اوّله على آخره ما دامت السّماوات و الارض و لكل قوم آية يتلوها هم منها بخير او شر » : مرآت الانوار ، صص 3 ، 4 .
( 2 ) و منهاجا لا يضلّ نهجه .
( 3 ) و تبيانا لا تهدم اركانه .