بعضى از سورههاى قرآن تحريف مىشد ، ائمهء هدى ( ع ) مردم را به خواندن سورههاى تحريف نشده تشويق و وادار مىساختند ( 1 ) - و اين عمل هيچگونه مخالف تقيه هم نبود زيرا ما مىبينيم كه آنان خواندن سوره توحيد و سوره قدر را در نماز ، نيكو و مستحب شمرده ، فضيلت و ثواب بيشترى براى اين دو سوره بيان نمودهاند . چه مانعى داشت كه به جاى همان استحباب و ثواب بيشتر ، لزوم و وجوب خواندن اين دو سوره يا سورههاى ديگرى را كه در آنها احتمال تحريف نيست ، بيان فرمايند .
اشكال سوم :
آرى ، تنها چيزى كه طرفداران تحريف مىتوانند ادعا كنند ، اين است كه بگويند : وجوب خواندن سوره كامل به معناى واقعى آن منسوخ شده ، آن چه لازم مىباشد ، خواندن سورهء كاملى است از قرآن موجود .
پاسخ :
به نظر ما ، حتى طرفداران تحريف نيز به چنين نسخى ملتزم و معتقد نيستند ، اين مطلب قطعى و مسلم است كه بعد از پيامبر ( ص ) نسخ و تغيير در احكام به وقوع نپيوسته است . گرچه در امكان و يا محال بودن آن بحثى در ميان علما وجود دارد ، اما مسئلهء امكان غير از مسئله وقوع است كه فعلا مورد بحث و گفتار ماست .
خلاصهء گفتار
شكى در اين نيست كه ائمه ( ع ) در نمازها بعد از سورهء حمد ، خواندن يك سوره كامل از سورههاى قرآن موجود را واجب دانسته و خواندن آن را به پيروانشان دستور دادهاند ، دستورى كه كوچكترين احتمال تقيه به آن راه ندارد و اين حكم و دستور ، يا از زمان خود رسول اكرم ( ص ) بوده است و يا بعد از وى به وسيلهء ائمه صادر شده است ولى احتمال دوم كه در واقع نسخ در احكام مىباشد ، درست نيست زيرا بعد از رسول خدا ( ص ) هيچ حكمى نسخ نگرديده ، تغييرى در احكام واقع نشده است .
بنابراين مىماند احتمال اول كه از زمان خود رسول خدا ( ص ) خواندن يك سوره كامل در نماز واجب بوده است و عمل كردن به اين حكم در صورتى درست است كه قرآن تحريف نشده باشد و