علاوه بر همهء اينها ، اين نظريه مانند اكثر نظريهها كه در اين مسئله وجود دارد ، با مورد روايتهاى حروف هفتگانه تطبيق نمىكند .
دهم : لهجههاى مختلف
مىگويند : منظور از حروف هفتگانه كه قرآن بر طبق آنها نازل شده است ، لهجههاى مختلف مىباشد كه ممكن است در يك لفظ وجود داشته باشد .
اين نظريه را رافعى در كتاب خود پذيرفته است . « 1 » ( 1 ) - توضيح اين نظريه اين است كه هريك از قبايل عرب در تلفظ و تأديه يك كلمه به حسب اختلاف لهجههايشان اختلاف پيدا مىكنند ، مثلا : « قاف » را در كلمه « يقول » عراقىها به « گاف » فارسى تبديل مىكنند و اهل شام همان « قاف » را به « همزه » مبدل مىسازند به منظور تسهيل خواندن قرآن كه تمام قبايل مسلمان با هر لهجهاى كه دارند ، بتوانند به آسانى قرآن را بخوانند ، همهء اين لهجهها در قرائت قرآن تجويز شده است زيرا انحصار در يك لهجه و الزام همهء قبايل بر آن لهجه واحد قرائت قرآن را بر قبايل و كسانى كه با آن لهجه آشنايى ندارند مشكل مىنمود .
بدين جهت اجازه داده شد كه هر قبيله و قومى با لهجهء خود قرآن را بخوانند .
و اما عدد هفت كه در اين مورد وجود دارد ، اشاره به كثرت است نه عدد معين زيرا عدد هفت معمولا در زيادت و كثرت به كار مىرود ، با اين حساب اين عدد با كثرت لهجههاى لغت عرب كه مسلما بيش از هفت لهجه هستند ، منافاتى ندارند .
پاسخ : اين نظريه هم ، با اين كه بهترين اقوال و نظريهها مىباشد ، درست به نظر نمىرسد زيرا :
1 - اين نظريه با روايتى كه از عمر و عثمان نقل شده ، منافات دارد كه به نقل آنان قرآن به لغت و لهجه قريش نازل شده است و حتى عمر ، ابن مسعود را كه « حتّى حين » را « عتى حين » مىخواند ، منع نمود ، به دليل اين كه اين قرائت بر خلاف لغت و لهجهء قريش مىباشد .
2 - و باز اين نظريه با اختلاف عمر و هشام كه هر دو از قريش بودند ، سازگار نيست .
3 - و نيز اين نظريه با مورد اين روايات و صراحت قسمتى از آنها منافات دارد زيرا از اين روايات چنين بر مىآيد كه منظور از حروف هفتگانه ، اختلاف در جوهره و اصل الفاظ و كلمات است نه در چگونگى تلفظ آنها .
هامش
( 1 ) اعجاز القرآن ، 70 .