برگشت آن به حروف هشتگانه مىشود نه حروف هفتگانه ! 6 - به طورى كه در داستان عمر و در بعضى از روايات گذشته آمده است ، مورد اين روايات ، اختلاف قاريان در كلمات قرآن مىباشد و بنابراين نظريه ، خود اين اختلاف يكى از حروف هفتگانه است ولى رسول خدا احتياجى نداشت كه در مقام رفع خصومت و اختلاف آنها ، با نازل شدن قرآن با هفت حرف اعتذار نمايد و آن را توجيه كند آيا ممكن است ، نازل نمودن جبرئيل يك حرف و دو حرف و سپس سه حرف و بالأخره هفت حرف را به اين اختلافات حمل كنيم ؟ ! خلاصه آن كه جزائرى در گفتارش در اين مقام راه انصاف را پيش گرفته ، آنجا كه مىگويد :
« اقوال و نظريات دربارهء حروف هفتگانه زياد است و اكثر آنها از حقيقت بدور » . گويا طرفداران اين نظريهها از حديثى كه مىگويد ( 1 ) - : « قرآن با هفت حرف نازل شده » غفلت نموده و سپس آن چه را كه دلخواهشان بوده بر زبان راندهاند . « 1 »
هفتم : اختلاف در قرآن به شكل ديگر
مىگويند : منظور از حروف هفتگانه همان وجوه اختلاف در قرائات است ، به معناى ديگرى غير از آن چه در وجه ششم گذشت .
اين نظريه را زرقانى پذيرفته ، در لوايح از ابو الفضل رازى نقل نموده است كه اختلاف هر كلمه نمىتواند خارج از جهات هفتگانه زير باشد :
اول - اختلاف در اسما از نظر مفرد و تثنيه و جمع بودن و همچنين از نظر مذكر و مؤنث بودن .
دوم - اختلاف در افعال از نظر ماضى و مضارع و امر بودن .
سوم - اختلاف از لحاظ اعراب و حركات .
چهارم - اختلاف از لحاظ زياده و نقصان .
پنجم - اختلاف از جهت تقديم و تأخير .
ششم - اختلاف به وسيلهء تغيير و تبديل كلمات .
هفتم - پيدايش اختلاف لغات و لهجههاى مختلف مانند : فتح ، اماله ، ترقيق ، تفخيم ، اظهار و ادغام و غير آنها كه ممكن است قبيلهاى يكى از اينها را در كلمهاى به كار برد و قبيلهاى ديگر عكس و خلاف آن را .
هامش
( 1 ) تبيان ، 59 .