توجيه حروف هفتگانهء قرآن همين نظريه را به اكثر علما و دانشمندان نسبت مىدهند .
( 1 ) - دلايل اين نظريه : علاوه بر روايات ابى بكر و ابى داود و روايتهاى ديگر كه قبلا آورديم ، با روايات متعدد ديگرى نيز بر اين نظريه استدلال و استشهاد نمودهاند ، از جمله اين كه :
1 - يونس از ابن شهاب چنين آورده است كه سعد بن مسيّب مىگفت : منظور از آن شخصى كه خداوند در آيهء
يَقُولُونَ إِنَّما يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ
« 1 » از وى ياد نموده است ، يكى از كاتبان و نويسندگان وحى مىباشد كه رسول خدا ( ص ) ، قرآن را به وى املا مىكرد « سميع عليم ، عزيز حكيم » و امثال آن از كلماتى كه در آخر آيات واقع شده است و او از پيامبر مىپرسيد كه كدام يكى از اين كلمات را بنگارم ؟ پيامبر خدا در جوابش مىفرمود : هر كدام را كه نوشتى همان درست است . اين بود كه در وى غرور و خودپسندى ايجاد گرديد و گفت : رسول خدا انتخاب بعضى از جملات قرآن را به من واگذار نمود و من هم آن چه را كه مىخواستم ، نوشتم .
2 - باز با گفتار انس استدلال نمودهاند كه وى در آيه
إِنَّ ناشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قِيلًا
« 2 » به جاى كلمه « اقوم » كلمه « اصوب » به كار مىبرد ، بعضى از دوستانش اين قرائت را بر وى ايراد نمودند و گفتند : يا ابا حمزه ! در آيه « اقوم » است نه « اصوب » ، در پاسخ گفت : « اقوم » و « اصوب » و « اهدى » همه به يك معنى است .
3 - باز به قرائت ابن مسعود استشهاد نمودهاند كه به جاى
إِنْ كانَتْ إِلَّا صَيْحَةً واحِدَةً
« 3 » ، ان كانت الّا زقية واحدة « 4 » مىخواند زيرا « صيحة » و « زقية » به يك معنى مىباشند .
4 - طبرى از محمد بن بشّار و ابى السائب با اسناد خود از همان چنين آورده است كه ابو درداء آيهء
إِنَّ شَجَرَةَ الزَّقُّومِ طَعامُ الْأَثِيمِ
« 5 » را به مردى ياد مىداد ولى آن مرد مرتب مىگفت : « ان شجرة الزقوم طعام اليتيم » چون ابو درداء آيه را زياد تكرار نمود ( 2 ) - و ديد كه آن مرد نمىفهمد ، آيه را چنين خواند « انّ شجرة الزّقّوم . طعام الفاجر » « 6 » زيرا « فاجر » و « اثيم » به يك معنى هستند .
5 - با رواياتى كه دلالت به توسعه و وسعت در قرائت قرآن دارند ، استشهاد و استدلال نمودهاند
هامش
( 1 ) مىگويند جز اين نيست كه اين سخنان را بشرى به وى ياد مىدهد ، نحل / 103 .
( 2 ) مزمل / 6 .
( 3 ) يس / 53 .
( 4 ) تفسير طبرى ، 1 / 18 .
( 5 ) زقوم ميوهاى است كه طعام گناهكاران است [ در جهنم ] ، دخان / 43 ، 44 .
( 6 ) تفسير طبرى ، 25 / 78 .