دارد ، به وسيلهء قاريان قرآن به وقوع پيوسته است . « 1 » فضيل بن يسار نيز از امام صادق ( ع ) سؤال نمود كه ( 1 ) - مردم مىگويند قرآن با هفت حرف نازل گرديده است ، نظر شما در اين باره چيست ؟ امام صادق فرمود : دشمنان خدا دروغ مىگويند ، قرآن تنها با يك حرف ، يعنى با واحد و از پيشگاه خداى واحد آمده است و با يك طريق و روش نيز خوانده مىشود . « 2 » به طورى كه در آينده خواهيم گفت و در صفحات پيشين هم به طور اجمال ذكر كرديم ، مرجع دينى در امور دينى و مذهبى بعد از پيامبر ( ص ) ، قرآن و اهل بيت مىباشند كه خداوند رجس و پليدى را از آن بر طرف نموده و از هر گونه گناه و لغزش مبرا و پاكشان ساخته است ، بنابراين رواياتى كه با روايات صحيح اهل بيت مخالفت كند ، ارزش و اعتبارى نخواهد داشت و ديگر جايى باقى نمىماند كه ما ، در سند اين گونه روايات بحث كنيم .
2 - دليل ديگر بر سقوط اين روايات ، تناقضى است كه در مضمون آنها محسوس و مشاهد است كه اين روايتها از جهات مختلفى با يكديگر مخالف و متناقضند :
از جمله : بعضى از آنها دلالت بر اين كه پيامبر ( ص ) با راهنمايى ميكائيل از جبرئيل درخواست مىنمود كه خواندن قرآن تنها به يك حرف منحصر نباشد ، براى وسعت و راحتى امت روشهاى ديگرى نيز تجويز شود ( 2 ) - ولى بعضى ديگر دلالت مىكند بر اين كه جبرئيل بدون راهنمايى ميكائيل و بدون درخواست پيامبر ، خود به آسمان بالا مىرفت و رخصت مىآورد و اين عمل را تكرار نمود تا براى خواندن قرآن با هفت حرف رخصت صادر شد .
تناقض ديگر اين كه : بعضى از اين روايتها مىرساند كه ابى وارد مسجد گرديد مردى را ديد كه بر خلاف او قرآن مىخواند و بعضى ديگر دلالت مىكنند بر اين كه : ابى در مسجد بوده ، دو نفر وارد شدند و بر خلاف قرائت او خواندهاند .
تناقض سوم در اينجاست كه : پاسخ پيامبر خدا ( ص ) دربارهء اختلاف قرائتها ، مختلف مىباشد كه اين پاسخ در هر روايتى به يك نوع بيان گرديده است .
3 - دليل سوم بر ضعف اين روايتها عدم تناسب جوابها با سؤالات است ، چنان كه در روايت ابن مسعود مىخوانيم كه در تعداد آيات سوره اختلاف و گفتوگو شد ، به حضور رسول خدا
هامش
( 1 ) اصول كافى ، باب النوادر ، كتاب فضيلت قرآن ، روايت 12 .
( 2 ) همان ، روايت 13 .