بادها را فرستاديم كه باران را در لابهلاى ابرها حمل نمايند .
ولى اين گفتار در معناى آيه ، صحيح به نظر نمىرسد زيرا اولا : تذكر اين نكته خيلى قابل توجه و حائز اهميت نبوده و در خور شأن قرآن مجيد نيست و ثانيا : اصلا بادها ابرها را حمل نمىكنند ، بلكه آنها را از نقطهاى به نقطهء ديگر مىرانند .
( 1 ) - بنابراين ، آيهء مذكور يك هدف عالىترى را تعقيب و ما را به يك حقيقت جالب علمى كه افكار گذشتگان از درك آن عاجز بود ، رهبرى مىنمايد ؛ آن حقيقت اين است كه اشجار و نباتات نيز مانند حيوانات به عمل لقاح و به هم رسيدن دو ماده مخالف نيازمندند و بدون تلقيح نتيجه و ثمرهاى نمىدهند ، توليد مثل و تكثير نوع نمىكنند .
عمل تلقيح گاهى به وسيلهء بادها انجام مىپذيرد به طورى كه در زردآلو ، صنوبر ، انار ، پرتقال ، پنبه ، حبوبات و امثال آنها تلقيح تنها به وسيلهء بادها انجام مىشود ، بدين صورت كه كيسههاى داخل شكوفهها بعد از رسيدن ، سرباز مىكنند و گردى كه ميان آنهاست ، به وسيلهء بادها بر چهرهء ماده گلها افشانده مىشود و عمل لقاح انجام مىگيرد و ماده گلها آبستن مىشوند و براى به وجود آوردن نتايج و نباتات ديگر آمادگى پيدا مىكنند .
3 - قانون زوجيت در قرآن
باز قرآن مجيد از يك حقيقت علمى ديگر چنين خبر مىدهد كه : سنت و قانون ازدواج و زوجيت اختصاص به حيوانات ندارد ، بلكه در تمام انواع نباتات نيز اين قانون حكمفرماست ، آنجا كه مىگويد :
وَ مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ جَعَلَ فِيها زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ .
« 1 » خداوند در زمين از همهء ميوهها دو جفت آفريد .
سُبْحانَ الَّذِي خَلَقَ الْأَزْواجَ كُلَّها مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ وَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ مِمَّا لا يَعْلَمُونَ .
« 2 » پاك و منزه است ، خدايى كه جفتها را آفريد : جفتهايى از گياهان و روييدنىها ، از وجود انسانها و از آن چه انسانها آنها را نمىشناسند ، آفريد .
هامش
( 1 ) رعد / 3 .
( 2 ) يس / 36 .