ما نماز خواند و ما قرائت « بسم الله » را از وى نشنيديم . « 1 »
با در نظر گرفتن اين معنى براى روايت انس ، ديگر تعارضى در ميان اين رواياتها با روايت انس باقى نمىماند .
يك روايت ديگر هم در صحيح مسلم بدين مضمون آمده است كه رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) و مچنين ابوبكر و عمر و هيچكدام « بسم الله » را در نماز نمىخواندند ، نه در اول سورهء حمد و نه در آخر آن « 2 » ولى در سند اين روايت « وليد بن مسلم قرشى » وجود دارد و مورد اعتبار بودن وى خالى از ترديد نيست بلكه چنان كه در « تذهيب التذهيب » مىخوانيم : عدهاى از علما صريحاً گفتهاند كه « وليد بن مسلم » زياد مرتكب خطا و اشتباه مىگردد و يا تدليس در نقل روايت مىكرد .
سومين روايتى كه با روايات مذكور به ظاهر مخالفت دارد ، روايت قتاده است . او از انس نقل مىكند كه رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) و ابوبكر ، عمر و عثمان قرائت نماز را با « الحمد الله رب العالمين » شروع مىكردند . « 3 »
ولى اين روايت هم شايد معناى ديگرى داشته باشد كه با روايات مذكور مطابقت كند ، مىتوان گفت كه منظور از « الحمد الله رب العالمين » در اين روايت ، خود آن آيه نيست بلكه منظور از آن ، سورهء حمد است زيرا گاهى سوره حمد و يا « فاتحه الكتاب » را با همان نام مىنامند .
بنابراين ، معناى روايت چنين خواهد بود كه رسول خدا ، عمر ، ابوبكر و عثمان نماز را با سوره « فاتحه الكتاب » شروع مىكردند نه اينكه معناى روايت اين باشد كه آنان سورهء فاتحه را با جمله « الحمد لله » آغاز مىنمودند و در آغاز آن سوره « بسم الله » را نمىخواندند . نه تنها اين روايت بلكه بعضى از اين روايات ديگر نيز با همين بيان آمده و شافعى هم همه آنها را به معانيى كه ما گفتيم ، حمل نموده است .
هامش
( 1 ) . سنن نسائى 1 / 144
( 2 ) . صحيح مسلم 2 / 12
( 3 ) . صحيح ترمذى 2 / 45 ، سنن ابى داوود 1 / 125 ، سنن نسائى 1 / 143 .