مشرك براى عمر ممكن نبود ، زيرا اگر عمر مىخواست با مشرك درآويزد ، او نيز بناچار با عمر در مىآويخت و ديگر مجالى براى مفهوم « غفران » باقى نمىماند .
به هر تقدير نظر ما در اين آيات ، همان است كه در آيات گذشته بود و اين آيه هم مانند آيات قبلى يك حكم ثابت و لازم الاجرايى را در بر دارد و هيچ نسخى به آن راه نيافته است و مفهوم آن اين است كه مؤمنان را به عفو و اغماض در برابر اهانتها و شكنجهها و در برابر هر گونه آزار و اذيتى كه از ناحيهء كفار به آنان مىرسيد ، فرمان داده و به آنها دستور مىدهد كه در برابر همهء ناملايمات و شدائد ، گذشت و چشمپوشى كنند .
بنابراين توضيح ، آيه شريفه اختصاص به عمر ندارد بلكه دربارهء تمام مؤمنان است كه در برابر ايذا و اذيت كافران عفو و اغماض از خود نشان مىدهند .
گواه ما بر اين معنى ، جملهاى است كه در آيه بعدى آمده است كه مىفرمايد :
« لِيَجْزِىَ قَوْمَاً بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ * مَنْ عَمِلَ صَالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَسَاءَ فَعَلَيْهَا ثُمَّ إِلَى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ » . ( سورهء جاثيه / 15 - 14 )
« تا خداوند به مردم در برابر آنچه كسب و عمل مىكنند ، پاداش دهد ، هر كس * عمل نيك انجام دهد براى خود او است و هر كس كار بد كند به زيان خود او خواهد بود . »
ظاهر آيه اين است كه جزاى بدكاران كه از عذاب خدا و روز جزا نمىهراسند ، موكول به خداست ، خواه اين افراد بدكار از كفار و مشركين باشند و يا از اهل كتاب و از مسلمانانى كه در دين خدا بىمبالاتند .
آرى ، جزاى اين چنين افرادى از هر صنف و گروهى باشند ، به خداوند كه ظلم هيچ ظالمى و تجاوز هيچ تجاوزگرى را فراموش نمىكند ، موكول و محول است پس سزاوار نيست شخصى كه ايمان به خدا دارد ، در انتقام گرفتن سبقت جويد
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 632
مساهمون: السيد الخوئي
ص٦٣٢