تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 626

مساهمون:

ص٦٢٦
با اين توضيح معلوم مىشود كه اين آيات در مقام بيان نشانه‌هاى قدرت و درس توحيد مىباشند نه در مقام تشريع و بيان حكم ، پس در اين آيه مورد بحث كوچكترين اشاره و دلالتى به جايز بودن شراب و مسكرات نيست تا با آيات حرمت خمر منسوخ گردد . » گذشته از همه اين‌ها : اگر فرض و قبول كنيم كه منظور از لفظ « سكر » در آيه ، مست كننده است ، خود اين آيه دليل بر حرام بودن مسكر خواهد گرديد ، نه به مباح بودن آن ، زيرا اين آيهء شريفه ، « سكر » را در برابر « رزق حسن » و روزى نيكو و پاك قرار داده است و اين تقابل نشان مىدهد كه مسكر ، رزق پاك و حلال نيست . رواياتى كه از ائمهء هدى ( عليهم السلام ) به دست ما رسيده است ، اين معنى را كه گفتيم تأييد مىكند و اينكه مسكرات از اول در قرآن مجيد و در اسلام مباح و حلال نبوده است ، ثابت مىكند . شيخ صدوق با استاد خود از محمد بن مسلم نقل مىكند كه از امام صادق ( عليه السلام ) دربارهء شراب سؤال گرديد كه آيا حلال بوده است يا نه ! امام در پاسخ وى گفت : رسول اكرم ( صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود : اول چيزى كه پروردگار ، مرا از آن نهى نمود ، بت پرستى و شراب خوردن بود . باز صدوق از حضرت رضا ( عليه السلام ) نقل نموده است كه خداوند هيچ پيامبرى را نفرستاده است مگر با دستور و فرمان حرمت خمر . « 1 » در بحث اعجاز نيز گذشت كه خمر از نظر تورات هم حرام بوده است . ولى جاى ترديد نيست كه در اول اسلام حرام بودن خمر اعلان نشده بود و پس از مدتى آيات تحريم شراب نازل و حرمت آن اعلان گرديد و اين روش
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، 16 / 18 - 20 ، مرحوم فيض كاشانى نيز در وافى 11 / 79 باب مخصوصى براى اين موضوع اختصاص داده است .