با اين توضيح معلوم مىشود كه اين آيات در مقام بيان نشانههاى قدرت و درس توحيد مىباشند نه در مقام تشريع و بيان حكم ، پس در اين آيه مورد بحث كوچكترين اشاره و دلالتى به جايز بودن شراب و مسكرات نيست تا با آيات حرمت خمر منسوخ گردد . »
گذشته از همه اينها : اگر فرض و قبول كنيم كه منظور از لفظ « سكر » در آيه ، مست كننده است ، خود اين آيه دليل
بر حرام بودن مسكر خواهد گرديد ، نه به مباح بودن آن ، زيرا اين آيهء شريفه ، « سكر » را در برابر « رزق حسن » و روزى نيكو و پاك قرار داده است و اين تقابل نشان مىدهد كه مسكر ، رزق پاك و حلال نيست .
رواياتى كه از ائمهء هدى ( عليهم السلام ) به دست ما رسيده است ، اين معنى را كه گفتيم تأييد مىكند و اينكه مسكرات از اول در قرآن مجيد و در اسلام مباح و حلال نبوده است ، ثابت مىكند .
شيخ صدوق با استاد خود از محمد بن مسلم نقل مىكند كه از امام صادق ( عليه السلام ) دربارهء شراب سؤال گرديد كه آيا حلال بوده است يا نه ! امام در پاسخ وى گفت : رسول اكرم ( صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود : اول چيزى كه پروردگار ، مرا از آن نهى نمود ، بت پرستى و شراب خوردن بود .
باز صدوق از حضرت رضا ( عليه السلام ) نقل نموده است كه خداوند هيچ پيامبرى را نفرستاده است مگر با دستور و فرمان حرمت خمر . « 1 »
در بحث اعجاز نيز گذشت كه خمر از نظر تورات هم حرام بوده است .
ولى جاى ترديد نيست كه در اول اسلام حرام بودن خمر اعلان نشده بود و پس از مدتى آيات تحريم شراب نازل و حرمت آن اعلان گرديد و اين روش
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، 16 / 18 - 20 ، مرحوم فيض كاشانى نيز در وافى 11 / 79 باب مخصوصى براى اين موضوع اختصاص داده است .